- اگر به اين اندازه عمر كنم - تلاش كنم و بكوشم تا شكرانهى يكى از نعمتهاى تو را به جا آورم ، هرگز نخواهم توانست ، مگر با منت و بخشش تو ، كه باز سپاسگزارى نو و جديد و ستايش مجدد و آمادهى ديگرى را بر من لازم مىگرداند . آرى ، اگر من و همهى شمارندگان از ميان آفريدههايت بكوشيم تا نعمتهاى گذشته و آيندهى تو را شماره كنيم ، قطعاً نخواهيم توانست كه نه آن را در عددى حصر كنيم و نه بر شمارش زمانى آن قادريم . هرگز ! چگونه مىتوانيم در حالى كه تو در كتاب گويا و گزارش راستين خود ، فرمودهاى : « اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را بشماريد ، نمىتوانيد آنها را به شمار در آوريد . »
در اين بخش ، نكات ظريفى وجود دارد كه به آنها اشاره مىشود :
تفاوت ميان شهادت از روى علم و شهادت از روى شهود
نكتهى اوّل : به راستى شهادت دادن امام - عليهالسّلام - به حقيقت ايمان و يقين و توحيد خالص و شراشر وجود شريفش ( با ذكر قريب به 42 امر از خصوصيّات اعضاء و جوارح خود ) به اين كه قدرت بر اداى شكر يكى از نعمتهاى الهى را ندارد ، چه معنايى مىتواند داشته باشد ؟ براى درك اين معنا ؛
اوّلا : بايد توجّه داشت كه ميان آگاهى نسبت به عجز از اداى شكر الهى در مقابل نعمتهايش و شهادت دادن بدان با حقيقت ايمان و يقين و خالص توحيد - كه خود شهادت را در پى خواهد داشت - فرق بسيار است ؛ زيرا كسى تا چيزى را نبيند ، كجا مىتواند بدان شهادت دهد ؟ و قلبى كه با نور ايمان و يقين به پروردگار ، شاهد او سبحانه نباشد ، كجا ممكن است از او شهادت صادر شود ؟
محو شراشر وجود در ذات الهى و شهادت با تمام اعضاء و جوارح
ثانياً : شهادت تمام اعضاء و جوارح ظاهرى و باطنى ، قطعاً به معناى دقيقى اشاره دارد .