فزونى ابتلائات در كنار نعمتها
نكتهى دومّ : آن جناب - عليهالسّلام - ابتلائاتى را كه در كنار نعمتهاى الهى ظهور پيدا مىكند و حضرت حقّ سبحانه آنها را به عنايات خود زايل مىسازد ، بيشتر مىداند و معرفى مىفرمايد تا هر شخصى بتواند استفادهى خويش را از عطاياى او بنمايد ، چنان كه مىفرمايد : « ثُمَّ ما صَرَفْتَ وَ ذَرَأْتَ عَنِّى أللَّهُمَّ مِنَ الضُّرِّ وَ الضَّرّآءِ أَكْثَرُ مِمّا ظَهَرَ لِى مِنَ الْعافِيَةِ وَالسَّرّآءِ » و اين خود باز نعمتى است .
امّا چگونگى اين فزونى كه امام - عليهالسّلام - آن را دفع مىفرمايد ، به تأمّل زيادى احتياج دارد ؛ زيرا هر خواننده ، اگر به نعمتهايى كه خداوند پيش از ظهور يافتن و بعد از خلقت مادّى به او عطا فرموده نظر كند ، مىبيند در اطراف هر نعمتى امور و اضدادى براى اضمحلال و نابودى آن نعمت وجود داشته كه اگر عنايت الهى نمىبود ، شخص نمىتوانست بهره و يا بهرهى كامل از آن بگيرد .
براى فهم بيشتر مطلب ، مثالى كه با وضع اين كتاب مناسب مىباشد ، يادآور مىشويم تا خوانندگان بقيّهى امور مادّى و غير مادّى را به اين مقايسه به حساب آورند و كلام امام - عليهالسّلام - خوب روشن گردد .
جهل عالم بشريت ؛ مانع شهود نعمت عظماى الهى
موانعى از راه جهل عالم بشريّت ، سر راه شهود نعمت عُظماى عرض امانت :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ
« 1 » ؛ ( ما امانت [ ولايت ] را عرضه كرديم . . . ) و اخذ ميثاق :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ . . .
« 2 » ؛ ( و هنگامى كه پروردگارت بر گرفت از . . . ) و تعليم اسما
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 3 » ؛ ( و [ خدا ] همه [ معانى ] نامها را به آدم آموخت . ) قرار گرفته و نمىگذارد ، آنان ( به جز انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و ثم الامثل فالامثل ) خبرى از حمل امانت :
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
« 4 » ؛ ( پس انسان
هامش
( 1 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 4 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .