حضرت به اين بيان نيز اكتفا نكرده ، شروع مىكند به شماره كردن نعمتهاى ظاهرى و باطنى كه خداوند به او از اوّل خلقت خاكى عطا فرموده و مىفرمايد :
« إِبْتَدَعْتَنِى بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ أَنْ أَكُونَ شَيْئاً مَذْكُوراً . » « 1 »
پيش از آن كه چيزى در خورِ ياد باشم ، نعمت خود را آغاز كردى و مرا مشمول نعمتت قرار دادى .
سپس مىفرمايد :
( 711 )
« فَسُبْحانَكَ سُبْحانَكَ ! مِنْ مُبْدِئٍ مُعِيدٍ حَمِيدٍ مَجِيدٍ ، وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمائُكَ ، وَ عَظُمَتْ آلاؤُكَ ، فَأَىَّ أَنْعُمِكَ [ نِعَمِكَ ] - يا إِلهِى ! - احْصِى عَدَداً أَوْ ذِكْراً ، أَمْ أَىَّ عَطاياكَ أَقُومُ بِها شُكْراً ، وَ هِىَ - يا رَبِّ ! - أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحْصِيَهَا الْعادُّونَ ، أَوْ يَبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحافِظُونَ ثُمَّ ما صَرَفْتَ وَ ذَرَأْتَ عَنِّى اللَّهُمَّ مِنَ الضُّرِّ وَ الضَّرّآءِ أَكْثَرُ مِمّا ظَهَرَ لِى مِنَ الْعافِيَةِ وَالسَّرّآءِ . » « 2 »
پس پاك و منزهى تو كه آغازگر و بازگردانده و ستوده و بزرگوارى و اسما و كمالاتت ، مقدس و نعمتهايت بزرگ است . پس اى معبود من ، كدام يك از نعمتهاى تو را به شمار در آورم و يا يادآور شوم ؟ يا شكر كدام يك از عطاياى تو را به جا آورم ؟ در حالى كه اى پروردگار من ، نعمتهاى تو فزونتر از آن است كه شمارندگان بتوانند آن را به شمار در آورند يا به خاطر سپارندگان بدان آگاهى يابند . افزون بر اين ، اى خدا ، رنجورىها و ناخوشايندىهايى كه از من بازگردانيدى و دفع كردى ، از عافيتها و خوشىهايى كه در وجود من به ظهور رسيده است ، بيشتر است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 340 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 341