به تضرّع و زارى به درگاهت پناه مىبرند ؛ زيرا مىدانند كه زمام همهى كارها به دست [ قدرت ] توست و همگى از قضا و ارادهى حتمى تو ناشى مىشوند .
- « رَضِينا عَنِ اللَّهِ قَضائَهُ ، وَ سَلَّمْنا للَّهِ أَمْرَهُ . » « 1 »
از قضاى خدا خرسند و تسليم امر اوييم .
( 708 )
« وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ ، وَ لا كَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ ، وَ هُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ . . . وَ دافِعُ [ رافِعُ ] ضَرْعَةِ كُلِّ ضارِعٍ . » « 2 »
و هيچ كس نمىتواند از عطاى او جلوگيرى كند و ساختهى هيچ صانعى همسان ساختهى او نيست و اوست بخشنده و گسترنده [ بخشش به مخلوقات ] . . . و التماس تضرّع كنندگان را بر مىآورد .
اختصاص حمد و ستايش ؛ تنها به ذات حق تعالى
امام - عليهالسّلام - در اين فراز ، نه تنها حمد و ستايش را به تمام معنى به حقّ سبحانه در مقابل قضاى او - به طور اجمال - اختصاص داده ، بلكه ستايش را نيز با حرف عطف :
( و ) به حضرت حق - نسبت به امور و كمالات ديگرش كه تفصيل امور قضايى الهى است - نسبت مىدهد .
سپس ، آن حضرت گفتار ذيل را با فاى تفريع ، متفرّع بر امور فوق نموده و مىفرمايد :
( 709 )
« فَلا إِلهَ غَيْرُهُ ، وَ لا شَىْءَ يَعْدِلُهُ ، وَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ، وَ هُوَ السَّمِيعُ
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 37 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 339 و 340 .