سپاس خدا را كه مالك فرمانروايى ، جارى سازندهى كشتى ، فرمانبردار كنندهى بادها ، شكافندهى بامداد و سپيده دم ، بسيار پاداش دهنده و پروردگار عالميان مىباشد .
حقيقت مالك المُلك
چنان كه گذشت ، به نصّ كتاب و سنّت ، خداوند ذاتاً و صفةً و اسماً به همهى مظاهر محيط است و اين توجّه ، اشكال و ترديدى در معناى جملههاى اين فراز باقى نمىماند و روشن خواهد شد كه چگونه خداوند سبحان مالكِ مُلك و . . . مىباشد .
فراگيرى تدابير حضرت حقّ
جملهى « رَبِّ الْعالَمِينَ » خواننده را به تدبير حضرت حقّ در كار عالم توجّه مىدهد ، تا هر كس از طريق محسوساتش به غير محسوس توجّه نمايد .
( 40 )
« أَلْحَمْدُ للَّهِ خالِقِ الْخَلْقِ ، باسِطِ الرِّزْقِ [ فالِقِ الْإِصْباحِ ] ، ذِى الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ، وَالْفَضْلِ وَالْإِحْسانِ ، [ التَّفَضُّلِ وَ الْإِنْعامِ ] . أَلَّذِى بَعُدَ فَلايُرى ، وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى ، - تباركوتعالى - ! » « 1 »
سپاس خدا را كه آفرينندهى مخلوقات ، گستراننده روزى ، [ شكافندهى بامداد ] ، بزرگ و بزرگوار و داراى تفضّل و نيكى [ يا : بخشش ] است ، هم او كه دور است لذا [ با چشم سر ] ديده نمىشود ، و نزديك است لذا بر سخن پنهانى و درگوشى گواه و آگاه و پرخير و بركت [ و يا : منزّه ] و بلند پايه
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 59 .