نبودن ضدّ و منازع براى خداوند
اين دو جمله اشاره به احاطهى حضرت حقّ سبحانه به همه آفريدههايش دارد ؛ زيرا وقتى همهى موجودات ، ذاتاً و صفتاً و اسماً هرچه دارند از او باشد و او محيط به آنها بوده و جداى از آنها نباشد ، هرگز نمىتوان گفت براى او مضادّ در مُلْك و مُنازِعى در ظهور دادن اسمها و صفات - كه منشأ عالم خلقى است - وجود دارد .
( 36 )
« أَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لا شَرِيكَ لَهُ فِى خَلْقِهِ وَ لا شَبِيهَ لَهُ فِى عَظَمَتِهِ . » « 1 »
سپاس خدا را كه شريكى در آفرينش و همسانى در عظمت ندارد .
نبودن شريك و شبيه براى خداوند
جملهى اوّل اشاره به اين دارد كه حضرت حقّ مخلوقات را بىآن كه از ديگرى كمك گرفته باشد ، ظهور داده است . علّت اين كه خداوند در آفرينش شريك ندارد ؟ اين است كه او سبحانه و كمالاتش ، كنار از موجوداتش نيست و آنها بدون او ظهورى ندارند تا خداوند سبحان شريكى براى خود در آفرينش آنها بگيرد ، بلكه او سبحانه ذاتاً و اسماً و صفتاً با مظاهر است و آنان را به كمالات خود ظهور داده و مىدهد و همه ، پرتوى از ظهورات اسمها و صفات اويند . با توجّه به اين نكته مىتوان به معناى « وَ لا شَبِيهَ لَهُ فِى عَظَمَتِهِ » نيز پى برد ؛ زيرا اين مخلوق است كه به مخلوق عظمت پيدا مىكند ، نه خالق كه به خود عظمت داشته و دارد .
( 37 )
« أَلْحَمْدُ للَّهِ الْفاشِى فِى الْخَلْقِ أَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ . » « 2 »
ستايش خدا را كه امر و ستايشش در مخلوقات [ آفرينش ] منتشر است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 58 .
( 2 ) . همان .