انتشار امر و ستايش خداوند
هر چيز كه در عالَم خَلْق وجود دارد ، منشأ گرفته از عالم امر و اسمها و صفات حضرت حقّ سبحانه مىباشد و به او قائم است و از خود هيچ حركت و سكونى ندارد . بنابراين ، هر مخلوقى اگر خود و يا ديگرى را مىستايد ، ستايش او حقيقتاً به حقّ سبحانه است ، اگر چه توجّه به آن نداشته باشد و به حسب ظاهر ستايش را به جمال و كمالِ خود و يا موجودات اختصاص دهد . بنابراين ، خداوند « أَلْفاشِى فِى الْخَلْقِ أَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ . » است ، اگرچه بسيارى توجّه به اين توجّه ندارند .
( 38 )
« أَلظّاهِرِ بِالْكَرَمِ مَجْدُهُ ، أَلْباسِطِ بِالْجُودِ يَدَهُ ، أَلَّذِى لا تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ ، وَ لا تَزِيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطآءِ إِلّا جُوداً وَ كَرَماً ، إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْوَهّابُ . » « 1 »
خدايى كه بزرگوارى او به خاطر كَرَمَش آشكار ، و دست [ رحمت ] اش به جود گشاده است ، خدايى كه گنجينههايش كاستى نمىپذيرد ، و بسيارى عطا جز بر بخشش و بزرگوارىاش نمىافزايد ، به راستى كه تنها او است سرافرازِ بسيار بخشنده .
آشكارى كرامت حضرت حقّ
با توجّه به اين كه خداوند - به نصّ كتاب و سنّت - با همه موجودات و محيط به آنها است و موجودات ظهور يافتهى كمالات اويند ، مشكلى در معناى اين فراز نمىماند ؛ زيرا با توجّه به توضيحات گذشته روشن مىشود كه چگونه مجد و بزرگوارى حضرت حقّ به كرامت ، ظاهر و آشكار و دست عطاى او گشوده است و هر چه از خزاينش عطا بنمايد ، نقصى در آن پديد نمىآيد ، بلكه بر جود و كرمش افزوده مىگردد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 58 .