( 42 )
« أَلْحَمْدُللَّهِ الَّذِى لايُهْتَكُ حِجابُهُ ، وَ لايُغْلَقُ بابُهُ ، وَ لايُرَدُّ سائِلُهُ ، وَ لايُخَيَّبُ آمِلُهُ [ لايُخَيَّبُ عامِلُه ] . » « 1 »
سپاس خدا را كه حجاب او دريده نشده ، و دَرِ [ رحمت ] اش [ هرگز ] بسته نمىگردد ، و گداى [ درگاه ] اش برگردانده نشده ، و آرزومندش محروم نمىگردد ، [ و كسى كه براى او عمل كند ، محروم و نوميد نمىگردد . ]
عدم جلوهگرى خداوند در كنار مظاهر
جملهى اوّل : « لايُهْتَكُ حِجابُهُ » به اين مطلب توجّه مىدهد كه خداوند در كنار مظاهرش جلوهگرى ندارد ، بلكه همواره با حجابِ مخلوقات ، خود را پنهان داشته است .
جملههاى بعد : « لايُغْلَقُ بابُه . . . آمِلُهُ . » شايد اشاره به اين باشد كه در عين اين كه خداوند « لا يُهْتَكُ حِجابُهُ » است ، ولى نمىتوان از ديدار او با ديدهى دل محجوب و نااميد بود .
( 43 )
« أَلْحَمْدُللَّهِالَّذِى مِنْ خَشْيَتِهِ تَرْعَدُ السَّمآءُ وَ سُكّانُها ، وَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ عُمّارُها ، وَ تَمُوجُ الْبِحارُ وَ مَنْ يُسَبِّحُ [ يَسْبَحُ ] فِى غَمَراتِها . » « 2 »
ستايش خدا را كه آسمان و ساكنانِ آن از بيم او غرّان ، و زمين و اهل آن به شدّت لرزان ، و درياها و آنان كه در انبوه [ آبهاى ] آن تسبيحگوى ، [ و يا :
شناكنان ] هستند ، موج مىزنند .
غرّش آسمان و آسمانيان از بيم خدا
خداوند هم داراى صفات و اسامى جلال است و هم صفات و اسامى جمال و هيچ امر
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 59 .
( 2 ) . همان .