تسليم وجه به حضرت حقّ
مراد از تسليم وجه در جملهى « فَلَكَ أَسْلَمْتُ وَجْهِى » ، توجّه به ملكوت و عالم امر و اسمها و صفات الهى است كه همه چيز به آن حاصل مىشود و هيچ موجودى را گريزى از آن نيست و در واقع اشاره به بيان حضرت ابراهيم - عليه السّلام - پس از افول ستاره و ماه و خورشيد دارد ، كه فرمود :
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 1 »
به راستى و استوارى ، روى [ و حقيقت ] خويش را با خدايى كه آسمانها و زمين را آفريد ، رويارو نمودم ، و هرگز از مشركان نيستم .
( 300 )
« وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِى فِى أَسْمآءِ الْأَبْرارِ وَ الْأَخْيارِ . » « 2 »
و اين كه نام مرا در ميان نامهاى نيكان و برگزيدگان و خوبان قرار دهى .
مقصود از درج نام بين نام ابرار و اخيار
درخواست اين كه نام بنده ، بين نام ابرار و اخيار قرار گيرد ، تنها اين كه نام او جزو ابرار و اخيار گردد نيست ؛ بلكه تقاضاى تلبّس و آراسته شدن به كمالات آنان در اين جهان مىباشد ؛ زيرا هر كمالى كه بشر در اين جهان به دست مىآورد ، در آخرت نيز همان ، به او پاداش داده مىشود و در رأس ابرار و اخيار ، انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - قرار دارند كه بر صراط مستقيم عبوديّت استوارند و از وسوسههاى شيطانى و نفسانى محفوظ مىباشند .
هامش
( 1 ) . سورهى انعام ، آيهى 79 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 149 .