محدوديّت و ناچيزى و فقر او توجّه مىدهد ؛ زيرا حقّ سبحانه در تمامى كمالات بىانتها است و بندگان در ضعف و تهىدستى بىنهايتاند .
بنابراين ، هر عملى كه از آنان صادر مىشود ، به قدر محدوديّت بشرى آنها مىباشد ، نه به اقتضاى عطايا و رحمت واسعهى حق سبحانه ؛ بلكه بالاتر از اين ، بندگان عمل را به او انجام مىدهند ، نه به خود : « لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ . » « 1 » ؛ ( هيچ دگرگونى و توانايى جز به خدا تحقّق نمىيابد . )
نيز بايد توجّه داشت عطايايى كه حضرت حقّ به بندگانش عنايت مىكند را ، به واسطهى درخواست آنان - كه با محدوديّت خود آن را تقاضا نمودهاند - ، به آنان عطا نمىفرمايد ؛ بلكه عنايت او برتر از درخواست مىباشد . از اين رو ، هنگام درخواست ، فقط بايد به رحمت واسعه و فضل او سبحانه چشم دوخت و اين جا است كه انسان بهرههاى كامل دنيوى ، اخروى و معنوى را به دست مىآورد . از اين رو ، در ذيل دو جملهى اين فراز و پس از سوگند دادن حضرت حقّ سبحانه به كرم و عزت و منزلت و قدرت و عطايا و سعهى فضل ، مىفرمايد :
« أَعْطِنِى خَيْرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ . » « 2 »
خير دنيا و آخرت را به من عطا فرما .
با اين حال ، ممكن است از « رحمت » و « عطيّه » در دو جملهى مورد بحث : « إِنَّ رَحْمَتَكَ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِى ، وَ عَطِيَّتَكَ أَفْضَلُ مِنْ مَسْأَلَتِى . » ، تنها عطايا و رحمتهاى خاصّ معنوى حضرت حقّ سبحانه و از « عمل » ، اعمال و حسنات خالصانه كه انسان را به كمالات توحيدى نايل مىسازد - چنان كه مىفرمايد :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
« 3 » ؛ ( سخنان [ و باورهاى ] پاكيزه ، تنها به سوى او بالا مىرود و عمل شايسته آن را بالا مىبرد . ) - اراده شده باشد . بر اين اساس ، منظور از « مسألت » نيز درخواست
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 161 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 149 .
( 3 ) . سورهى فاطر ، آيهى 10 .