تشريعى خواهد بود ؛ زيرا درخواست ، بايد طبق نتايج اعمال باشد و تقاضاى امور خلقى با درخواست تكوينى و غير تكوينى ، چنان كه پيش از اين شرح داده شد ، خود به خود حاصل است و تنها بشر يا انس و جنّ هستند كه افزون بر مسألت تكوينى و غير تكوينى ، مأمور به مسألت تشريعى نيز هستند . بنابراين معنا ، مراد از « خَيْرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ . » در ذيل دعا نيز ، خير معنوى خواهد بود .
در بعضى جملههاى اين دعا خواستههاى ديگرى نيز آمده كه از ذكر آنها خوددارى شد و همهى آنها را مىتوان هم به معناى اوّل ( رحمت ظاهرى و باطنى ) تفسير نمود و هم به معناى دوّم ( خصوص رحمت معنوى ) . براى درك بهتر اين معنا شايسته است متن دعا ملاحظه شود .
( 299 )
« بِكَ أَرْجُو بُلُوغَ رِضاكَ لابِعَمَلِى ، وَ أَنْتَ يا إِلهِى مِنْ كُلِّ شَىْءٍ حَسْبِى ، وَ أَنْتَ يا إِلهِى لاشَرِيكَ لَكَ ، وَ أَنْتَ يا إِلهِى بِى رَؤُوفٌ رَحِيمٌ . يا رَبِّ ! فَلَكَ أَسْلَمْتُ وَجْهِى . » « 1 »
تنها به تو ، نه به عملم ، نيل به خرسندى تو را آرزو دارم و تنها اى معبود من ! تويى بسندهى من از هر چيز و تويى - اى معبود من ! كه شريكى براى تو نيست و تويى - معبودا ! - كه به من مهربان هستى . اى پروردگار من ! پس روى [ تمام وجود و حقيقت ] خويش را تنها به تو سپردهام .
نكتهى توحيدى در اميد رسيدن به غايت رضاى الهى
تعبير « بِكَ أرْجُو » كه با لفظ « بِكَ » آمده ، نه « مِنْكَ » ، همانند جملهى « لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 149 .