بِاللَّهِ » - كه پيش از اين توضيح داده شد - به نكتهى توحيدى اشاره دارد ؛ زيرا هر عنايتى - اعمّ از عنايات ظاهرى و معنوى - كه به بندگان مىرسد و يكى از آنها نايل شدن به نهايت رضاى پروردگار است ، از ناحيهى ملكوت و عالم امر خود آنان به آنها مىرسد ، نه از كنار . و عالم ملكوت و امر ، جز حقيقت حقّهى الهى و اسامى و صفات او - كه عين ذات اويند - ، نمىباشد . بر اين اساس ، انسان نيز ظهور يافتهى اسمها و صفات او سبحانه مىباشد و اعمال و افعال او به حقّ سبحانه - كه محيط بر او است - انجام مىپذيرد . بنابراين ، اگر بندهاى اميد رسيدن به غايت رضاى پروردگارش را با اعمال و كردار خود طلب نمايد ، به او ، آن را درخواست مىنمايد ، نه به خود .
راه رسيدن به غايت رضاى الهى
غايت رضاى حضرت حقّ سبحانه ، نايل شدن به مقام مخلَصيّت است كه از راه كمال عبوديّت كه غرض غايى از آفرينش جهان مىباشد ؛ چنان كه مىفرمايد :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 » ؛ ( و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آن كه مرا بپرستند . ) مىتوان بدان رسيد و آن گاه به خطاب
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 2 » ؛ ( اى روان آسوده ! در حالى كه هم تو از خدا خشنودى و هم او از تو خرسند است ، به سوى پروردگارت باز گرد ، پس در ميان بندگان من داخل گشته و در بهشت [ خاص ] من وارد شو . ) مخاطب گرديد .
توجّه به توحيد كامل
مقدّم داشته شدن ضمير « أنْتَ » در جملههاى بعد اين فراز در پى جملهى اوّل ، خواننده را به توحيد كامل توجّه داده و از استقلال دادن به اسباب و موجودات پرهيز مىدهد ، چنان كه جملهى « فَلَكَ أَسْلَمْتُ وَجْهِى » نيز به اين نكته اشاره دارد .
هامش
( 1 ) . سورهى ذاريات ، آيهى 56 .
( 2 ) . سورهى فجر ، آيات 27 - 30 .