به نفس خود واگذار شده باشد ، ممكن نيست از اسارت ، آزادى يابد و همهى شؤونش اصلاح گردد ؛ بلكه بعد از تحقّق دو امر ياد شده ، يعنى آزادى و اصلاح شؤون ، باز اگر به خود واگذار گردد ، به اسارت باز خواهد گشت و تمامى شؤون او - خواه دنيايى ، يا اخروى و يا معنوى - نابسامان خواهد شد . از اين رو ، در ذيل اين خواسته مىفرمايد :
« ما أَبْقَيْتَنِى . » بنابراين ، بندگان بايد مراقب باشند و كارى نكنند كه حضرت حقّ سبحانه آنان را به خود واگذار نمايد . « ابن ابى يعفور » مىگويد :
« سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ - عليه السّلام - يَقُولُ وَ هُوَ رافِعٌ يَدَهُ إِلَى السَّمآءِ : « رَبِّ ! لاتَكِلْنِى إِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً ، لا أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ ولا أَكْثَرَ » . قالَ : فَما كانَ بِأسْرَعَ أَنْ تَحَدَّرَ الدُّمُوعُ مِنْ جَوانِبِ لِحْيَتِهِ . ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَىَّ فَقالَ : « يَابْنَ أَبى يَعْفورِ ! إِنَّ يُونُسَ بْنَ مَتّى وَكَلَهُ اللَّهُ - عزَّ وَ جَلَّ - إِلى نَفْسِهِ ، أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ ، فَأَحْدَثَ ذلِكَ الظَنَّ . » قُلْتُ : « فَبَلَغَ بِهِ كُفْراً ؟ أَصْلَحَكَ اللَّهُ ! » قالَ : « لا ، وَلكِنَّ الْمَوْتَ عَلى تِلْكَ الْحالِ هَلاكٌ . . . » « 1 »
از امام صادق - عليه السّلام - شنيدم در حالى كه دست خود را به سوى آسمان بلند نموده بود ، فرمود : « پروردگارا ! مرا هيچ گاه به اندازهى چشم بر هم زدنى به خود وامگذار ، نه كمتر از اين و نه بيشتر . » پس بلافاصله ، اشكهايش از اطراف محاسن او فرو ريخت ، سپس به من روى كرد و فرمود : « اى پسر ابى يعفور ! به راستى كه خداوند - عزّوجلّ - يونس بن متّى را كمتر از يك چشم بر هم زدن به خود واگذاشت ، پس آن گمان از او سر زد . » عرض كردم : « آيا اين گمان موجب كفر شد ؟
خداوند امور شما را سامان دهد ! » فرمود : « خير ، ليكن جان سپردن بر آن حالت ، هلاكت و نابودى است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، ص 387 ، حديث 6 .
( 2 ) . حديث ديگرى نيز در اين باره وارد شده ، شايسته است ملاحظه شود . بحارالانوار ، ج 14 ، ص 34 ، حديث 2 .