از رحمت و عنايتت يارى مىجويم ، [ يا : جستم ] مرا از اسارت رهايى بخش و همهى امور و احوالم را اصلاح بفرما و تا زمانى كه زندهام داشتهاى ، هيچ گاه به اندازهى چشم بر هم زدنى مرا به نفس خويش وامگذار ، به رحمت و مهربانىات ، اى مهربانترين مهربانان !
مفهوم آزادى از اسارت
مقصود از درخواست نخست : « فُكَّ أَسرى » ، رهايى از اسارت گناه ، يا خلاصى از غفلتها و هواهاى نفسانى ، يارهايى از تعلّقات عالم بشرى است و البتّه همهى اين سه احتمال نيز به اعتبار مراتب ايمان درخواست كنندگان ، ممكن است اراده شده باشد ؛ زيرا امور ياد شده موجب دورى انسان از خدا و عدم توجّه به فطرت مىشود ، كه اگر اين خواسته : « فُكَّ أَسْرى » در اين ماه به مرحلهى اجابت قرين گردد ، خواننده به سوى مقصد غايى از خلقت حركت خواهد كرد .
اصلاح شؤون
منظور از خواستهى دوم : « وَ أَصْلِحْ لِى شَأْنِى كُلَّهُ » شؤون مادّى ، يا شؤون ايمانى ، يا شؤون اعتقادى ، يا شؤون معنوى و طى مراحل كمالات انسانى و نيل به مقصد عالى خليفة اللّهى است و همهى اين احتمالات را مىتوان به اعتبار مراتب فكر و توجّه خوانندگان ، از شؤون بندگان به شمار آورد و با توجّه به لفظ « كُلَّهُ » مىتوان گفت همهى اين امور اراده شده است .
عدم رهايى از نَفْس ، ريشهى اسارت
دربارهى خواستهى سوم « وَلا تَكِلْنِى إِلى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً ما أَبْقَيْتَنِى . » مىتوان گفت : عدم رهايى از نَفْس ، ريشهى عدم اصلاح در دو مورد پيشين است ؛ زيرا اگر كسى