پايه و والاترين پروردگار شما . ) مىگويد و جا براى توجّه و عبوديّت او باقى نمىگذارد و در اثر آن ، گستاخى نموده و هيچ چيز او را از گناه باز نمىدارد .
با اين حال ، دو جملهى پايانى اشاره به آن است كه حقيقتاً و بالذّات ميان بنده و حقّ سبحانه ، ستر و حجابى نيست : « لَمْ يَكُنْ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ سِتْرٌ تُوارينِى ، وَلا حِجابٌ يَحْجُبُنِى » ، بلكه اين غفلت گناهكار است كه سبب ارتكاب گناه توسط او مىشود .
« إِلهِى ! فَما أَحْسَنَ بَلآئَكَ عِنْدِى ! وَ أَظْهَرَ نَعْمآئَكَ عَلَىَّ وَ أَكْثَرَ أَيادِيِكَ لَدَىَّ ! إِنْ شَكَرْتُها ، عَرَفْتُ واجِبَ حَقِّهَا . » « 1 »
معبودا ! بلا و به رنج انداختن [ نيكى ] تو در نزد من چه قدر نيكو ! و چه قدر نعمتهايت بر من آشكار ! و چه اندازه بخششها و دادههاى تو در نزد من فراوان است ! اگر سپاس آنها را به جا آورم ، حقّ لازم آنها را خواهم شناخت .
نعمتهاى ظاهرى و معنوى و سپاس گزارى خدا در برابر آنها
از « فاء تفريع » كه در آغاز جملهى « فَما أَحْسَنَ بَلآئَكَ عِنْدِى ! » بر مىآيد ، كه اين جمله و دو جملهى ديگر كه بر آن عطف داده شدهاند ، اشاره به كمالات حضرت حقّ سبحانه و كاستىهاى بنده دارد كه در جملههاى پيش از آن به شمار آمده است و معصوم - عليه السّلام - با اين بيان به پيشگاه الهى عرض مىكند : با اين همه ، مرا مورد لطف و عنايت خود قرار مىدهى ؛ اگر بتوانم شكر آنها را به جا آورم ، حقّ نعمتهايت را كه به من عطا فرمودهاى ، شناختهام .
توضيح آن كه : « ابتلا » بر اساس حديث منقول از حضرت امام صادق - عليه السّلام - هر قبض و بسطى را شامل مىشود و آن جز عنايت و امتنان الهى نمىباشد ؛ چنان كه مىفرمايد :
« ما مِنْ قَبْضٍ وَ بَسْطٍ إِلّا وَ لِلّهِ فِيهِ الْمَنُّ وَ الْإِبْتِلاءُ . » « 2 »
هيچ گرفتگى و گشايشى نيست ، مگر اين كه در آن ، بخشش و ابتلا و امتحان الهى است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 134 .
( 2 ) . توحيد صدوق ، باب 57 ، ص 354 ، حديث 1 .