آفريدههاى خود در كمالات محدود نيست . اسامى الهى « وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ الكرِيمُ الْوَهّابُ الْعظيمُ . . . » در پايان فراز ، به جهت تعليل و بيان علت اتّصاف حضرت حقّ به كمالات گذشته : « أَلظّاهِرِ بَالْكَرامَةِ بِالْكَرَم مَجْدُهُ . » ذكر شده است . فتأمّل جَيِّداً .
( 237 )
« وَلَكَ الْخَلْقُ وَالأْمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعلَمِينَ . » « 1 »
و [ عالَم ] خلق و امر [ ملكوت ] تنها از آن تو است ، و منزّه [ پرخير و بركت ] باد خداوند كه پروردگار جهانيان است .
علّت اختصاص حمد به خداوند
اين دو جمله اقتباس از آيهى شريفه
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
« 2 » ؛ ( آگاه باش كه [ عالم ] خلق و امر از آنِ اوست . فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان . ) و همانند جملههاى گذشته به اختصاص ستايش براى حقّ سبحانه و سرّ آشكار بودن حمد اشاره دارد ، با اين بيان كه چگونه امكان دارد ستايش مخصوص او نبوده و در ميان خلق آشكار نباشد ، در حالى كه عالم خلق و امر و ملك و ملكوت از آن او است و هيچ كس و هيچ چيز ، ذاتاً و صفتاً و اسماً و فعلًا هيچ چيز و هيچ كمالى را دارا نبوده و ندارد .
جملهى
تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
نيز به اين معنا است كه او به ظهور آورندهى موجودات است و از آثار آنها منزّه است بىآن كه از آنها كناره گرفته باشد . از اين رو ، بلافاصله مىفرمايد :
« أَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى لا مُضادَّ لَهُ فِى مُلْكِهِ ، وَ لا شَبِيهَ لَهُ فِى صِفَتِهِ ، وَلا مُنازعَ لَهُ فِى أَمْرِهِ ، وَلا نَظريرَ لَهُ فِى سُلْطانِهِ ، وَ لا شَرِيكَ لَهُ فِى خَلْقِهِ ، يَرِثُ الأْرْضَ وَ مَنْ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 133 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 54 .