عَلَيْهَا ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ ، وَ هُوَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرُ . » « 1 »
ستايش خدايى را كه هيچ ضدّى براى او در فرمانروايى نبوده و هيچ همانندى در صفت ندارد و هيچ ستيزه جويى براى حضرتش در [ عالم ] امر [ و يا : دستور ] نيست و هيچ همسانى براى او در چيرگى نيست و هيچ شريكى براى او در آفرينش وجود ندارد . زمين و تمام كسانى را كه بر روى آن قرار دارند به ارث مىبرد و همهى خيرها فقط به دست او است و بر هر چيز توانا است .
( 238 )
« إِلهِى ! أَنا الَّذِى بارَزْتُكَ بِسَيِّئآتِى ، وَ كَشَفْتُ قِناعِى ، وَلَمْ يَكُنْ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ سِتْرٌ تُواررينِى ، وَلا حِجابٌ يَحْجُبُنِى . » « 2 »
معبودا ! من بودم كه با ارتكاب بدىها با تو پيكار نموده و پردهى ميان خود و تو را كنار زدم و حال اين كه ميان من و تو نه پردهاى بوده كه مرا [ از تو ] مستور نموده و نه پوششى كه مرا از تو محجوب سازد .
گناه ؛ مبارزه با خداوند
از دو جمله آغازين اين فراز بر مىآيد كه گناه ، مبارزه با حضرت حقّ سبحانه مىباشد و انسان با ارتكاب گناه ، پردهى عبوديّت ميان خود و خدا را مىدَرد : « أَنَا الَّذِى بارَزْتُكَ بِسَيِّئآتِى ، وَ كَشَفْتُ قِناعِى » ؛ زيرا انسان هنگام ارتكاب گناه ، همانند شيطان به نفس خويش اعتماد نموده و دوبين مىگردد و با استقلال دادن به خويش ، حجاب عالم بشريّت و خلقيّت را - كه خود حجابى ميان بنده و حضرت حقّ است و با صداى رسا از عبوديّت بنده پرده بر مىدارد - مىدرد و همانند فرعون
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
« 3 » ؛ ( منم بلند
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 133 و 134 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 134 .
( 3 ) . سورهى نازعات ، آيهى 24 .