الْحَمْدُ . » و سپس با ذكر تهليل به علّت اختصاص حمد به حضرت حقّ اشاره مىكند .
معناى « تهليل » را پيش از اين از حضرت استاد علامه طباطبايى - رحمهاللَّه - ياد آور شديم .
دعاى شب نهم ماه رمضان ( 1 )
( 240 )
« أَللَّهُمَّ ! لَكَ الْحَمْدُ ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ رَبِّى ، وَ أَنَا عَبْدُكَ ، آمَنْتُ بِكَ مُخْلِصاً لَكَ دِينِى ، أَمْسَيْتُ عَلى عَهْدِكَ وَ وَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ . » « 1 »
خدايا ! ستايش تنها از آن تو است ، معبودى جز تو نيست ، تو پروردگار من و من بندهى توام ، در حالى كه دينم را براى تو خالص ساختهام ، به تو ايمان آوردم و شب نمودهام و تا آن جا كه توان دارم ، بر پيمان و وعده ات استوارم .
اقرار به ربوبيّت و بندگى ؛ شرط ستايش و تهليل
كسى مىتواند ستايش خود را مخصوص ذات حضرت حقّ سبحانه قرار دهد كه او را به يگانگى اى كه شايستهى او است بستايد و او را مدبّر امور خويش و خود را بندهى او و از قيد هر بند ، گسسته ببيند : « لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ رَبّى ، وَ أَنَا عَبْدُكَ . » اين جا است كه به ايمان واقعى و دين خالص دست خواهد يافت : « آمَنْتُ بِكَ مُخْلِصاً »
و بر پيمانى كه پروردگار از او گرفته است :
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ
« 2 » ؛ ( به پيمان خويش با من وفاكنيد ، تا من نيز به پيمانم با شما وفا نمايم . ) و به وعدهى خداوند به قدر استطاعت عالم عنصرى و خلقى ، نه آن قدر كه شايستهى او است ، عمل نمايد : « أَمْسَيْتُ عَلَى عَهْدِكَ . . . » .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 134 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 40 .