خَذَلْتَ فَبَعْدَ الْحُجَّةِ ، وَ إِنَّ أَنْتَ عَزَمْتَ بِتَمامِ النِّعْمَةِ . » « 1 »
و از تو درخواست مىنمايم خير و خوبى [ و يا : بهترين ] آن چه را كه از تو اميد دارم ، و به تو پناه مىبرم از شرّ و بدى آن چه را كه از آن پرهيز دارم ، اگر [ بندهاى را ] خوار كنى ، [ مسلّماً ] بعد از [ اتمام ] حجّت و دليل بوده ، و اگر نگاهش بدارى ، [ حتماً ] به سر آوردنِ [ و اتمام ] نعمتِ توست .
لقاى حضرت حق و تسليم و رضا به مقدّرات الهى ، بهترين خواسته
جملهى اوّل : « أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا أَرْجُو مِنْكَ » ، به اين مطلب اشاره دارد كه سزاوار است مؤمن ، تمام امور خود را به خدا واگذارد و بهترين آن را از او بخواهد .
اما سؤال اين است كه بهترين خواستهها چيست ؟ مسلماً به فكر و مراحل ايمان هر خواننده بستگى دارد ، ولى بايد توجه داشت كه آن نبىّ و يا ولىّ - علهيماالسّلام - كه اين جمله را فرمودهاند ، جز دوام لقاى او را نمىخواهد و جز تسليم و رضاى به آن چه او بر ايشان اختيار نموده ، نمىطلبند ؛ و امّا شخصى كه در مرحلهى نازل از ايمان است ، با اين گفتار ، تنها امور دنيوى را كه در نظرش بهتر و خوش آمد او است تقاضا مىنمايد و چنان كه به آخرت هم توجه داشته باشد ، چيزى را مىخواهد كه راحتى و لذّت نفس در آن باشد .
پناه بردن به خدا ، وظيفهى مؤمن در شرور و بدىها
از جمله دوّم : « وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما أَحْذَرُ » نيز استفاده مىشود كه در شرور و بدىها ، بايد به خدا پناه برد تا شخص به آنها مبتلا نگردد ، و گرنه بشر ضعيف و ناتوان كجا مىتواند در مقابل شرور و ناهموارىهاى ظاهرى و معنوى ، ايستادگى داشته باشد .
مقصود از « شرّ ما احذر »
امّا اين كه « شَرِّ مَا أَحْذَرُ » چيست ؟ اين نيز به مراتب ايمان خواننده و اين كه او چه چيز
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 128 .