كبريائيّت حضرت حقّ
چنان كه در جملهى گذشته تذكّر داده شد ، دعا در مقام بالاتر و پايينتر و مقدّم و مؤخّر بودن اسمهاى حضرت حقّ نسبت به يكديگر نمىباشد ؛ بلكه در مقام معرّفى حضرت حقّ است و درخواست فوق نيز چنين است و تنها به كبريائيّت ، عظمت و تفوّق حضرت حقّ و زير دست قرار داشتن و ذلّت و خوارى موجودات در برابر او اشاره مىنمايد ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ
« 1 »
اوست خدايى كه معبودى جز او نيست ، هم او كه پادشاه ، فرمانرواى بسيار پاكيزه ، سالم [ از هر كاستى ] ، ايمنى بخش ، نگاهدارنده ، عزيز و سرافراز و چيره و بزرگ منش مىباشد .
نيز در « نهج البلاغه » آمده است كه امير مومنان على - عليه السّلام - فرمود :
« أَلْحَمْدُللَّهِ الَّذِى لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْكِبْرِيآءَ . » « 2 »
ستايش خدايى كه جامهى عزّت و كبريا برازندهى او است .
( 168 )
« وَ أَسْأَلُكَ بِكِبْرِيآئِكَ الَّتِى هِىَ مِنْ عَظَمَتِكَ . » « 3 »
و از تو خواهانم به كبريائيّت تو كه از عظمت تو نشأت گرفته است .
كبريائيّت و عظمت ؛ صفات جلال
اين جمله نيز در مقام آن نيست كه ترتيبى ميان كبريائيّت و عظمت حضرت حقّ قرار
هامش
( 1 ) . سورهى حشر ، آيهى 23 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 192 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 124 .