تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
گاه كسى يا چيزى از خود دم زند و خويش و كمالاتش را ببيند ، بلكه مىخواهد تنها خود « أَنَا » گو باشد و بس . از اين رو ، در جمله‌ى فوق مشخّصه‌ى « لا تُرامُ » ، براى عزّت ذكر شده است . البتّه بايد توجّه داشت كه بندگان الهى مىتوانند به مقام عزّت ملحق شوند ، چنان كه در « مناجات شعبانيه » مىخوانيم : « إِلهِى ! وَ أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ ، فَأَكُونَ لَكَ عارِفاً ، وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً ، وَ مِنْكَ خائِفاً مُراقِباً . » معبودا ، مرا به درخشان‌ترين نور شكوه خويش پيوند بخش ، تا شناساى تو گردم و از غير تو روى برتابم و تنها از تو بيم داشته و مراقبت ورزم . از دو جمله‌ى « فَأَكُونَ لَكَ عارِفاً ، وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً » بر مىآيد به كسى مىتوان نام « عارف » گذاشت كه به مقام عزّت الهى ملحق گرديده و اثرى براى خود نبيند . نيز در بخش ديگر از همين مناجات آمده است : « وَ تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ . » « 1 » ؛ ( و جان‌هاى ما به مقام پاكيزه‌ى عزّتت بپيوندد . ) اين جمله نيز الحاق به مقام عزّت را مىرساند ؛ ولى پيش از دست يافتن به فناى كلّى ، الحاق به مقام عزّت ممكن نيست و آن همان مقام مخلَصين است . ( 171 ) « وَ أَسْأَلُكَ . . . بِقُدْرَتِكَ الَّتِى خَلَقْتَ بِها خَلْقَكَ ، فَهُمْ لَكَ مُذْعِنُونَ . » « 2 » و از تو درخواست مىكنم . . . به قدرت تو كه آفريده‌ها را با آن آفريدى ، لذا آن‌ها در برابر تو خوار و فرمانبردارند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 686 . ( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 124 .