زير و نيز جملههاى « مناجات شعبانيه » استفاده نمود . خداوند سبحان مىفرمايد :
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
« 1 »
و عزّت و ارجمندى تنها براى خدا و رسولش و مؤمنان مىباشد .
و در مناجات شعبانيه مىخوانيم :
« إِلهِى ! وَ أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ ، فَأَكُونَ لَكَ عارِفاً ، وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً ، وَ مِنْكَ خآئِفاً مُراقِباً . » « 2 »
معبودا ! و مرا به درخشانترين نور مقام عزّت خود ملحق فرما ، تا عارف و شناساى تو شده ، و از غير تو منحرف گرديده ، و تنها از تو ترسيده و مراقب و نگاهبان تو باشم .
( 164 )
« وَ يا مَنْ وَضَعَ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى أَعْناقِ الْمُلُوكِ ! فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خآئِفُونَ . » « 3 »
و اى خدايى كه يوغ خوارى و سرافكندگى را بر گردن پادشاهان نهادى ! لذا آنان از سختگيرىهاى تو در هراسند .
خضوع گردنكشان در برابر خداوند
سلاطين و گردنكشان ، اگر چه صورتاً در مقابل زير دستان خود اظهار كوچكى نمىكنند ، ولى در باطن - به خاطر بيم از دست رفتن مُلك و سلطنتشان و نيز با خود فروشى در برابر ديگران و نيز به واسطهى اقرار به از كار افتادن و از دست رفتن قوا و اعضا و جوارح و پير شدن و مرگ و . . . - از سَطَوات حقّ سبحانه بيمناكاند ؛ زيرا او
هامش
( 1 ) . سورهى منافقون ، آيهى 8 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 124 .
( 3 ) . همان .