دهد ؛ زيرا اين دو از صفات جلال حضرت حقّ و هر دو عين ذات او مىباشند و تنها فرق در استعمال هر كدام در مقام مناسب خود است .
( 169 )
« وَ أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِى هِىَ مِنْ عِزَّتِكَ . » « 1 »
و از تو خواهانم به عظمت تو كه از مقام عزّت تو نشأت گرفته است .
تعدّد و تكثّر اسمها و صفات الهى به اعتبار ظهورات خارجى مظاهر
در مورد اين جمله نيز بايد توجّه كرد كه خداوند متعال داراى صفات و اسامى جلال و جمال متعدّد است ، ولى تعدّد آنها موجب تعدّد در مقام ذات ربوبى نمىشود ، بلكه صفات جلال و جمال ، عين ذات اويند . بنابراين ، چنان چه در اين جمله و جملههاى گذشته صورتاً تصوّر تعدّد و تكثّر مىشود ، به اعتبار ظهورات خارجى مظاهر ونيازهاى موجودات است ؛ زيرا هر ظهورى بايد خود را به اسمى نمايش دهد و گاه نيز بعضى از اسمهاى جلالى و يا جمالىّ ، ريشهى چندين اسم مىشوند ، از آن جمله اسم عظمت است كه ريشهى كبريائيّت ، كينونت و . . . است ؛ نه آن كه واقعاً عنداللَّه چنين باشد .
( 170 )
« وَ أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ الَّتِى لا تُرامُ . » « 2 »
و از تو مىطلبم به مقام عزّت تو كه هيچ كس نمىتواند قصد و اراده و آهنگ آن را بكند .
مقام عزّت الهى و امكان الحاق به آن
مقام عزّت الهى همان مقام جانب دارى است ، يعنى آن مقام الهى كه نمىخواهد هيچ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 124 .
( 2 ) . همان .