ظاهر - مواضع و جايگاههاى خاصّى دارند ، كه از آن جا به انسانها و مجرّدات عطا مىشود ؛ ولى در واقع ، ريشهى اصلى همهى آنها خداوند سبحان است و پس از آن ، جايگاه آنها اوّلش انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - مىباشند كه واسطهى فيض الهى هستند .
نيز بايد توجّه كرد كه موضع همهى امور - خواه معنوى و يا غير معنوى - اسمهاى الهى است كه عينيّت با ذات او دارند و جايگاه هر چيز اسم مناسب با آن مىباشد ؛ چنان كه خداوند سبحان مىفرمايد :
وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ * وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقِينَ * وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 1 »
و زمين را گسترانديم و مسطّح ساختيم و كوههاى استوار در آن افكنده و قرار داديم و از هر چيز سنگين [ و يا : متناسب ] رويانديم و در آن براى شما و كسانى كه شما نمىتوانيد روزى آنان را بدهيد ، روزى و گذران زندگانى قرار داديم ، و هيچ چيز نيست مگر اين كه گنجينههاى آن در نزد ما است و ما جز به اندازهى مشخّص از آن فرو نمىفرستيم .
( 163 )
« وَ يا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِشُمُوخِ الرِّفْعَةِ ! فَأوْلِيآؤهُ بِعِزَّتِهِ يَتَعَزَّزُونَ . » « 2 »
و اى خدايى كه خود را به بلندى رفعت و فرازندگى مختصّ گردانيدهاى ! و از اين رو ، دوستانت به عزّت تو ، سرافراز گشتهاند .
اختصاص عزّت به حضرت حقّ و امكان لحوق اولياى الهى به مقام عزّت
شايد مراد از اختصاص خداوند ، خود را به بلندپايگى و رفعت ، آيات متعدّد قرآنى
هامش
( 1 ) . سورهى حجر ، آيات 19 - 21 .
( 2 ) . اقبالالاعمال ، ص 124 .