من بازداشتى [ و به من عنايت نفرمودى ] ، آن را [ موجب ] آسودگى من در [ انجام دادن ] آن چه دوست دارى ، بگردان .
دستور العمل جامع براى طول عمر جهت رسيدن به كمالات والاى انسانى
اگر كسى در اين چند جملهى كوتاه و پر محتوا دقّت كند و به زواياى آن رسيدگى كند ، مىتواند دستورالعمل طول عمر خود را از آنها استخراج كند ، و با عمل نمودن به آن ، به كمالات انسانى راه يابد زيرا :
1 . جملهى « مَا أَعْطَيْتَنِى مِنْ عَطآءٍ » شامل تمام چيزهايى است كه بشر داراى آن است و پروردگار به او عطا فرمود است .
2 . جملهى « فَاجْعَلْهُ شُغْلًا فِيما تُحِبُّ » با توجّه به معناى وسيع « مَا أَعْطَيْتَنِى » بيانگر آن است كه بايد تمام آن چه را كه خداوند به بنده عنايت فرموده ، در راه خشنودى او - نه خواستههاى نفسانى - به كار بندد ، تا به كمالات والاى انسانى راه يابد .
3 . مقصود از جملهى « مَا زَوَيْتَ عَنِّى » چيزهايى است كه خداوند به بنده داده و سپس از او باز پس گرفته است و يا مراد از آن چيزهايى است كه به جهت مصالح و عللى از اوّل به او عطا نكرده است . اين جمله به هر كدام از اين دو معنا كه باشد ، در مقام آن است كه بفرمايد : پروردگارا ! چيزهايى را كه به من داده و گرفتهاى و يا ندادهاى و نمىدهى و نيز وظايفى را كه از من برداشتهاى ، فراغت بيشترى برايم قرار ده ، تا بتوانم كوشش بيشترى در خشنودى تو داشته باشم ، نه آن كه از نداشتن آن سوء استفاده بنمايم و غفلت از تو را شعار خود سازم .
( 122 )
« أَللَّهُمَّ ! ارْزُقْنِى صَبْرَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اجْعَلْنِى انْتَظِرُ أَمْرَهُمْ ، وَ اجْعَلْنِى مِنْ أَنْصارِهِمْ وَ أَعْوانِهِمْ فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ . » « 1 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 118 .