از تو قلبى هراسان از خوفت را خواستارم ، تا به وسيلهى آن به بهشت رضوان تو نايل گشته ، و راه و روش كسانى را كه به دوستى گرفته و عمل و كردارشان تو را خرسند ساخته و با پاداشت خشنودشان گردانيدى ، بپيمايم ، تا بدين وسيله مرا به اطمينان و اعتماد كسانى كه به تو ايمان آورده ، و به آرامش و آسودگى و ايمنى آنان كه از تو خوف و بيم دارند ، برسانى .
خشيت از عظمت خداوند و آثار آن
از جملهى اوّل اين فراز : « قَلْباً وَجِلًا مِنْ مَخافَتِكَ » به اعتبار اين كه ترس به قلب استناد داده شده و نيز به لحاظ كاف خطاب : « مَخافَتِكَ » ، معلوم مىشود مراد از خوف در اين جا ترس از عظمت الهى است و چنين خوفى « خشيت » ناميده مىشود . افزون بر اين ، نتايجى كه در ذيل جمله اوّل ذكر شده ، شاهد بر معناى فوق مىباشد ؛ زيرا تنها اين گونه ترس از خدا است كه مىتواند آثار ذيل را در پى داشته باشد . اين آثار عبارتاند از :
1 . رسيدن به جنّت رضوان
ظاهراً مراد از بهشت رضوان ، نه بهشت موعود بلكه جنّتى برتر از آن است ؟ زيرا از تعبير « رِضْوَانِكَ » معلوم مىشود كه خشنودى خداوند از بنده ، خود جنّتى براى بندگان خاصّ و اهل خوف و خشيت الهى است ؛ چنان كه مىفرمايد :
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ
« 1 »
خدا از آنان خشنود است و [ آنان نيز ] از او خشنود ؛ اين [ پاداش ] براى كسى است كه از پروردگارش بترسد .
از اين آيهى شريفهى
رَضِيَ اللَّهُ
. . .
خَشِيَ رَبَّهُ
استفاده مىشود كه خداوند از هر كس كه داراى خشيت باشد ، خشنود و چنين كسى از رضوان الهى بهرهمند است . از
هامش
( 1 ) . سورهى بيّنه ، آيهى 8 .