- عليهمالسّلام - جز از نعمتهاى باطنى خشنود نخواهند شد .
خلاصه آن كه ، در تمام جملههاى اين فراز تقاضاى مقام و منزلت كسانى شده كه به مرحلهى نفس مطمئنّه رسيدهاند ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 1 »
اى روان آسوده ! در حالى كه هم تو از خدا خشنودى و هم او از تو خرسند است ، به سوى پروردگارت بازگرد ، پس در ميان بندگانم داخل شده و در بهشت [ خاصّ ] من وارد شو .
از اين رو ، در پايان فراز تقاضاى رسيدن به آرامش مؤمنان راستين و خائفان واقعى شده است : « حَتّى تُبَلِّغَنِى بِذلِكَ ثِقَةَ الْمُؤْمِنِينَ بِكَ ، وَ أَمَانَ الْخائِفِينَ مِنْكَ » ؛ زيرا خطاب « تُبَلِّغْنِى » و كاف خطابِ « ثِقَةَ الْمُؤمِنِينَ بِكَ » نشان دهندهى آن است كه اين درخواست ، درخواست والايى است و خائفان نيز افراد برجستهاى هستند كه از شرّ نفس و شيطان و مشكلات دو جهان ايمن و آسودهاند و آنان انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - هستند كه در منزلت مخلَصيّت قرار دارند . بنابراين ، خوف در پايان اين فراز نيز به معناى « خشيت » و خوف از عظمت پروردگار است .
( 121 )
« أَللَّهُمَّ ! وَ ما أَعْطَيْتَنِى مِنْ عَطَآءٍ ، فَاجْعَلْهُ شُغْلًا فِيما تُحِبُّ ، وَ ما زَوَيْتَ عَنِّى ، فَاجْعَلْهُ فَراغاً لِى فِيما تُحِبُّ . » « 2 »
خدايا ! هر عطا و بخششى كه به من عنايت فرمودى ، آن را [ موجب ] مشغوليّت و سرگرمى در آن چه كه دوست دارى قرار ده ، و هرچه را كه از
هامش
( 1 ) . سورهى فجر ، آيات 27 - 30 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 117 .