و نيز معلوم مىشود كه منظور از « فرجاً » فَرَج در امور ظاهرى نيست ، بلكه مقصود از آن مشاهدهى منزلت والاى انسانيّت است .
دين ؛ هدايت و سنّت محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم -
با توجّه به توضيح گذشته ، روشن مىشود كه مقصود از دين محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در اين فراز تنها عمل به ظواهر دستورهاى اسلامى نيست ، بلكه مراد از آن سير بر طبق فطرت و عمل كردن بر اساس آن است كه قرآن شريف رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را بدان دستور داده و مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً ، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
« 1 »
پس در حالى كه راست و مستقيم هستى ، روى [ و حقيقت ] خويش را به سوى دين برپادار ، همان سرشت خدايى كه همهى مردم را بر آن آفريد ، هيچ كس نمىتواند آفرينش خدا را دگرگون سازد ، اين همان دين استوار [ و استوار دارندهى مصالح دين و دنياى همگان ] مىباشد ، و ليكن بيشتر مردم [ از اين حقيقت ] آگاه نيستند .
و نيز مراد از هدايت آن بزرگواران ، همان هدايتى است كه قرآن شريف خطاب به رسولش - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىفرمايد :
قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 2 »
بگو : پروردگارم مرا به راه راست هدايت فرمود ، همان دين استوار [ و استوار دارندهى مصالح دين و دنياى همگان و ] آيين ابراهيم ، در حالى كه راست و مستقيم مىباشم ، و هرگز وى از مشركان نبود .
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى انعام ، آيهى 161 .