قديم » ، همان اسمى است كه عالم بدان ظهور يافته است و يا مراد از آن ، سلطنت ازلى حقّ سبحانه است .
اسمى كه آسمانها و زمين بدان روشنى مىيابند
مقصود از اسمى كه همهى موجودات و آسمانها و زمين بدان روشنى مىيابند و همگان ، اعمّ از اوّلين و آخرين ، صالح و شايسته مىگردند : « بِاسْمِكَ الَّذِى أَشْرَقَ . . . » - با اين كه همهى اشيا به اسم ظهور يافتهاند و مىيابند - چنان كه پيش از اين گفتيم - چيست ؟ در پاسخ اين سؤال به طور اجمال مىتوان گفت : مراد از اشراق هر چيز ، همان خودنمايى آن است كه توجّه بيننده را به خود جلب مىكند و به حسب ظاهر ، آثار وجودى خود و به حسب واقع ، اسمهاى جماليّهى حضرت حقّ را نشان مىدهد ؛ زيرا صفات جلاليّهى حضرت حقّ سبحانه اگرچه ظهور داشته باشند ، حالت دفع را در بردارند ، نه جذب را . بنابراين ، به نظر مىرسد مراد از سه اسم ، باز همان اسم « حىّ » است كه سه بار در آخر اين فراز همراه با « ياء » ندا آمده است و اين به دليل آن است كه هنگام توجّه به هر چيز ، نخست حيات الهى مورد توجّه قرار مىگيرد و سپس خود آن چيز . فَتَأَمَّلْ .
( 115 )
« صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اغْفِرْلِى ذُنُوبِى ، وَاجْعَلْ لِى مِنْ أَمْرِى يُسْراً وَ فَرَجاً قَرِيباً . » « 1 »
رحمت [ ويژهى خويش ] را بر محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بفرست و گناهانم را بر من ببخشاى و آسانى و گشايش نزديكى را در كارم قرار ده .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 114 .