مغفرت ، اوّلين حاجت بعد از صلوات
تا زمانى كه گناهان ظاهرى و وجودى ميان بنده و خدا حجاب ايجاد نموده است ، بنده از اعمال و كردار خود به جز اسقاط تكليف ، استفادهى ديگر نمىتواند بكند . ولى اگر با توبه و استغفار و انابهى صحيح ، حجابها برداشته شود ، اعمال و حسنات بنده جلوهاى ديگر پيدا كرده و براى صعود به مقاصد عاليهى معنوى و اخروى براى او گشايش حاصل خواهد شد . از اين رو ، در اين فراز از دعا و نيز بيشتر دعاها ، پس از صلوات بر محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، مغفرت اوّلين حاجت است .
مفهوم مغفرت
گويا مراد از مغفرت در اين فراز ، معناى وسيع آن است و علاوه بر آمرزش گناهان ، به برداشته شدن حجابهاى وجودى و تعلّقات عالم بشرى نظر دارد كه در ذيل آن فرموده است : « وَاجْعَلْ مِنْ أَمْرِى . . . » و نفرموده است : « مِنْ امُورى . . . » ؛ زيرا مقصود از « امْرْ » همان توجّه كامل به فطرت
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 » ؛ ( پس در حالى كه راست و مستقيم هستى ، روى [ و حقيقت ] خويش را به سوى دين برپا دار ، همان سرشت خدايى كه همهى مردم را بر آن آفريد . ) و استقامت بر آن است كه مىفرمايد :
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
« 2 » ؛ ( پس ، همان گونه كه دستور يافتهاى ايستادگى كن ) و مراد از آسانى و گشايش نزديك : « يُسْراً وَ فَرَجاً قَرِيباً » نيز معناى متناسب با امر فطرت است ، چنان كه حوايج ديگر - كه در فراز آينده ذكر مىشود - مرهون چنين امرى است .
« وَ ثَبِّتْنِى عَلى دينِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ عَلى هُدى مُحَمَّدٍوَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ عَلى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ - عليه و عليهم السّلام - وَاجْعَلْ عَمَلِى فِى الْمَرْفُوعِ الْمُتَقَبَّلِ ، وَ هَبْ لِى كَمَا وَهَبْتَ لأَوْلِيآئِكَ وَ أَهْلِ طَاعَتِكَ ؛ فَإِنِّى مُؤْمِنٌ بِكَ ، وَ مُتَوَكِّلٌ عَلَيْكَ ، مُنِيبٌ إِلَيْكَ ، مَعَ مَصِيرى إِلَيْكَ . » « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى هود ، آيهى 112 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 114 .