و مرا بر آيين محمّد و خاندان محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، و بر هدايت محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، و بر روش محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - پايدار بدار و كردارم را در ميان اعمالى كه بالا برده شده و مورد پذيرش قرار گرفته قرار ده و همان گونه كه بر دوستان و اهل طاعت و عبادتت عنايت فرمودى ، بر من ارزانى دار ؛ زيرا من به تو ايمان آورده و بر تو توكّل و [ با تمام وجود ] به درگاه تو توبه نمودهام ، با آن كه بازگشتم به سوى تو است .
مغفرت ، زمينه ساز نيل به كمالات والاى توحيدى
زمانى شخص مىتواند بر دين و هدايت و سنّت محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ثابت و استوار باشد كه به بيانى كه گذشت گناهانش آمرزيده شده باشد و عمل او وقتى مورد قبول و عنايت پروردگار قرار مىگيرد كه حجابهاى ميان او و خداوند برداشته شود و زمانى حضرت حق عطاياى معنوى و اخروى خود را كه به اوليا و اهل طاعتش عطا مىكند ، به بندهاى عنايت مىكند كه موانع آن از سر راه برداشته شده باشد . ايمان ، توكّل و انابه به سوى او سبحانه نيز در اين موقعيّت - يعنى مغفرت گناه - حاصلمىگردد و اين جا است كه معناى جملهى ياد شده در فراز گذشته : « وَاجْعَلْ لِى مِنْ أَمْرى يُسْراً وَ فَرَجاً قَرِيباً » ظاهر مىشود كه مراد از « أَمْرى » - چنان كه گذشت - امور مادّى و دنيوى نيست ، بلكه مقصود از آن ، عبوديّت واقعىِ
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 » ؛ ( جنّ و انس را نيافريدم ، مگر براى آن كه مرا بپرستند . ) و توجّه به فطرتِ
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 2 » ؛ ( همان سرشت خدايى كه همهى مردم را بر آن آفريد ) مىباشد كه همه به اقامهى وجه به سوى آن دستور داده شدهاند ، چنان كه مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ . . .
« 3 »
پس در حالى كه راست و مستقيم هستى ، روى [ و حقيقت ] خويش را به سوى دين برپادار ، همان سرشت خدايى . . .
هامش
( 1 ) . سورهى ذاريات ، آيهى 56 .
( 2 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 3 ) . همان .