( 67 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِى حُبّاً لَكَ ، وَ خَشْيَةً مِنْكَ ، وَ تَصْدِيقاً لَكَ ، وَ إِيْماناً بِكَ [ بِكِتابِكَ ] ، وَ فَرَقاً مِنْكَ ، وَ شَوْقاً إِلَيْكَ . يا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ! » « 1 »
خداوندا ! از تو خواستارم كه دلم را از محبّت و ترس از [ عظمت ] و تصديق به تو و ايمان به خويش [ به كتابت ] ، و بيم و هراس ، و ميل شديد به خود آكنده كنى ، اى بزرگ و بزرگوار !
شرط بهرهمندى از حضرت حقّ
اين فراز ، بيانگر آن است كه تا دل شخص از محبّت و خشيت و تصديق و ايمان به حضرت حقّ سبحانه آكنده نگردد و او سبحانه در دل او جاى نگيرد و بستگى تامّ به جنابش نداشته باشد ، بهرهاى از حضرتش نخواهد داشت ؛ زيرا مىفرمايد : « وَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِى » ؛ بلكه پس از حاصل شدن امور فوق ، باز به عنايات ديگر از جانب حق سبحانه نياز دارد كه در فراز آينده تقاضا شده است . ( توضيح بيشتر دربارهى اين مطلب در فراز آينده خواهد آمد . )
( 68 )
« [ أَللَّهُمَّ ! ] . . . حَبِّبْ إِلَىَّ لِقآئَكَ ، وَ أَحْبِبْ لِقآئِى ، وَاجْعَلْ لِى فِى لِقآئِكَ الرّاحَةَ وَ الْفَرَجَ وَ الْكَرامَةَ . » « 2 »
[ خداوندا ! ] . . . ملاقات با خود را محبوب من قرار ده ، و ديدار و ملاقات با من را [ نيز ] دوست بدار ، و در لقاى من با خود ، راحتى و گشايش و كرامتت را برايم مقرّر فرما .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 75 .
( 2 ) . همان .