تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و ممكن نيست عالم خلق ، در مقابل كسى كه به او قايم است و ظهور و ادامه‌ى حيات خود را از او دارد ، يعنى در برابر عالم امر ، خاضع نباشد . جمله‌ى « تبارَكْتَ ! » به شباهت نداشتن پروردگار به مخلوق و تقديس او از آن چه در مورد مخلوق تصوّر مىشود و نيز مبرّا و منزّه بودن او سبحانه از كثرت اسما و صفات ، در عين دارا بودن آن دو است . جمله‌ى پايانى : « يا رَبَّ الْعالَمِينَ » گويا اشاره به اين است كه تدبير همه‌ى امور عالم به دست با كفايت پروردگار مىباشد . ( 61 ) « سَيِّدِى ! عَلَيْكَ مُعْتَمَدِى وَ مُعَوَّلِى وَ رَجائِى وَ تَوَكُّلِى . » « 1 » سرورم ! اعتمادم و اتكاء و بستگى و پشت گرمى و اميدوارى و توكُّل و [ دل ] سپردگىام ، تنها بر توست .

توجيه گفتن و قصد معانى و الا از سوى غير معصوم - عليه السّلام -

گفتن و خواندن و قصد معانى اين چند جمله و جمله‌هاى شبيه به آن - كه فراوان در دعاها يافت مىشود - از غير معصوم - عليه السّلام - و تابعين واقعى آنان ، دروغ و خلاف واقع نيست ؛ زيرا اظهار اين گونه مطالب ، اخبار از واقع است نه از انشا ، تا دروغ به حساب بيايد ؛ زيرا به بيانى كه در فراز گذشته داشتيم ، عالم امْر ، تكيه گاه خلق است ؛ بلكه وجود و دوام حيات عالم خلق به عالم امر ، همان گونه كه گفته شد ، همان اسما و صفات الهى و به اعتبار ديگر ذات ربوبى است . بنابراين ، اعتماد و اتّكا و اميد و توكّل بشر ؛ بلكه همه‌ى مخلوقات ، حقيقتاً به غير او سبحانه نمىباشد تا گوينده‌اى كه توجّه به اين معنا ندارد ، دروغ گفته باشد ، فَتَأَمَّل .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 73 .