همهى مخلوقات ، بندگان تو و در دست [ با كفايت و تحت اختيار ] تو است ، و هر چيز در برابر تو فروتن است . پاك و منزّه [ و يا : پر بركت و خجسته ] اى ، اى پروردگار جهانيان !
چگونگى عبوديت و خضوع مظاهر در برابر خداوند
سه جملهى آغازين اين فراز : « فَالْأَمْرُ لَكَ وَحْدَكَ ، لا شَرِيكَ لَكَ ، وَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِبادُكَ » ، اشاره به كلام الهى است كه مىفرمايد :
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
« 1 » ؛ ( آگاه باش كه [ عالم ] خلق و امر از آنِ اوست . ) ؛ زيرا عالم امْر ، همان عالم ملكوت اشيا و به تعبير ديگر ، عالم اسما و صفات الهى و به بيان ديگر ، فطرت توحيدى موجودات و آفريدهها است كه همهى مظاهر و مخلوقات ، بدان ظهور يافتهاند ، چرا كه - به نصّ كتاب و كلمات مأثور از معصومين - عليهمالسّلام - و عقل و شهود - خداوند ، جداى از موجودات نبوده و نمىباشد ، و صفات و اسماى او سبحانه نيز كه ملكوت و عالم امر موجودات است ، جداى از ذات او نمىباشند . بنابراين ، به اعتبارى ، موجودات ظهور يافتهى اسما و صفات اويند ، چنان كه به اعتبارى ، ظهور يافتهى ذات پروردگار مىباشند . پس عالم امر به حسابى همان ذات پروردگار مىشود ، و عالم خلق ، همهى موجوداتاند كه به عالم امر بستگى دارند و ظهور يافتهى اسما و صفات او و قايم به آنها مىباشند و در حقيقت ، از خود هيچ ندارند . با توجّه به اين نكته ، جا دارد ؛ بلكه بايد گفت كه : « فَالْأَمْرُ لَكَ وَحْدَكَ لاشَرِيكَ لَكَ » و نيز « وَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِبادُكَ » ؛ زيرا همهى مظاهر بندهى اويند . معناى واقعى عبوديت نيز از اين جا ظاهر مىشود . و اظهار بندگى ظاهرى تشريعى نيز كه از انسان مطلوب است ، همان تطبيق دادن تشريع با تكوين است .
از بيان معناى جملههاى فوق ، مىتوان معناى دو جملهى بعد از آن : « أَلْخَلْقُ كُلُّهُم . . .
فِى قَبْضَتِكَ ، وَ كُلُّ شَىْءٍ خاضِعٌ لَكَ » را هم خوب فهميد ؛ زيرا وقتى عالم خلق ، ظهور يافتهى عالم امر و قايم به آن باشد ، امكان ندارد در قبضهى حضرت حقّ سبحانه نباشد
هامش
( 1 ) . سورهى اعراف ، آيهى 54 .