الْغافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالِينَ فَبَيْنِى وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعآئِى فَباعَدْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِى [ بِجُرْأَتِى ] وَ جَرِيرَتِى كافَيْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيآئِى مِنْكَ جازَيْتَنِى ؟ » « 1 »
سرور من ! شايد از درگاهت مرا دور ساخته و از خدمت و بندگىات بر كنار نمودهاى ! يا شايد ديدهاى كه حق تو را كوچك شمردهام ، لذا مرا راندهاى ؟ يا شايد ديدهاى از تو روى گردان شدهام ، پس مبغوض [ درگاه ] تو شدهام ؟ يا شايد مرا در [ ادّعاى بندگى ] در جايگاه دروغگويان يافتهاى ، لذا مرا واگذاشتهاى ؟ يا شايد ديدهاى ، سپاسگزار نعمتت نيستم ، پس [ از بندگى ] محرومم نمودهاى ؟ يا شايد مرا در مجالس دانشمندان [ واقعى ] نيافتهاى ، لذا خوارم ساختهاى ؟ يا شايد ديدهاى با مجالس بيهوده گويان انس و الفت دارم ، پس مرا با آنان رها ساختهاى ؟ يا شايد دوست نداشتى كه دعايم را بشنوى ، لذا دورم ساختهاى ؟ يا شايد سِزاى جرم [ يا :
جرأت و طغيان ] و گناه و جنايت و تباه كارىام را دادهاى ؟ يا شايد به خاطر كمى حيايم از تو ، مجازاتم نمودهاى ؟
علل محروميت بنده از درگاه حقّ
از جملههاى اين فراز بر مىآيد كه امور زير موجب مىشود كه بنده ، از بندگى حقيقى محروم گردد : 1 . طرد كردن پروردگار ؛ 2 . استخفاف و كوچك شمردن حقِّ خداوند ؛ 3 .
اعراض بنده از حضرت حقّ ؛ 4 . با او سبحانه راست نبودن ؛ 5 . شاكر نعمتهاى او نشدن ؛ 6 . در مجلس علم ، حاضر نگشتن ؛ 7 . در ميان اهل غفلت بودن ؛ 8 . با اهل باطل نشستن ؛ 9 . گوش فرا ندادن حقّ سبحانه به گفتار بندگانش به سبب بدىهاى آنان ؛ 10 .
گناهان و لغزشهاى بنده ؛ 11 . كم حيايى بنده از او سبحانه .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 71 .