به حساب مىآورد و گفتوگوى آنان را گفتوگوى خود به حساب مىآورد ، و به تعبير سوّم ، امّت را نَفْسِ خويش به حساب مىآورد و از اين رو ، چنين بياناتى را با خداوند دارد .
گواه بر اين احتمال به خصوص متن اين دعا است كه امام - عليه السّلام - در شش مورد ، پس از آن كه سخن از خود مىفرمايد ، در چندين جمله بيان را عوض مىفرمايد و ديگران را هم در گفتار خويش داخل مىنمايد . ملاحظه مىشود در فراز فوق : « أَللَّهُمَّ ! مَالِى كُلُّما قُلْتُ . . . » ، پس از بيانات بسيار ( كه به نظر نمىرسد با مقام آن بزرگوار مناسبت داشت باشد ) مىفرمايد :
« و إِنّا آمَنّا بِأَلْسِنَتِنَا وَ قُلُوبِنا لِتَعْفُوَ عَنّا ، فَأَدْرِكْنا ما أَمَّلْنا ، وَ ثَبِّتْ رَجآئَكَ فِى صُدُورِنا ، وَ لا تُزِعْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا ، وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهّابُ . » « 1 »
و ما با زبان و دل به تو ايمان آورديم تا از ما درگذرى ، پس ما را به آن چه آرزو داريم ، نايل گردان و اميدت را در دلهايمان پا بر جا فرما و بعد از هدايتت قلبهايمان را منحرف مكن و رحمتى از جانب خويش به ما ارزانى دار ، به راستى كه تويى بسيار بخشنده .
شايسته است خوانندهى عزيز هنگام خواندن اين جملهها ، آن را گفتارِ خود فرض كند و از جانب خويش به آن ، صورت واقعى دهد و علّت مطالبى را كه در اين فراز ياد شده ، در جملههاى فراز آينده در خود جستجو نموده و بگويد :
« سَيِّدِى ! لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنِى وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْضَيْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِى فِى مَقامِ الْكَاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى غَيْرَ شاكِرٍ لِنَعْمآئِكَ فَحَرَمْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِى ؟ أَوْ لَعَلَّكَ فِى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 72 .