از من گرفتى ؟ مرا چه پيش آمده كه هرگاه گفتم : ديگر دلم شايسته گشت ، و منزلم به منزلت توبه كنندگان [ واقعى ] نزديك شد ، بلا و گرفتارى بر من روى آورد و قدمهايم را [ از روى آوردن به تو ] بازداشت ، و ميان من و خدمت و بندگى تو مانع شد ؟
وجه اقرار به نقض و گناه توسّط حضرات معصومين - عليهمالسّلام -
شايسته است در اين جا ، گفتارى دربارهى اظهار چنين كلماتى از معصومين - عليهمالسّلام - داشته باشيم تا اين شبهه براى كسى پيش نيايد كه « چگونه ممكن است آن بزرگواران ، چنين اظهاراتى را - كه شايستهى مقام و منزلت آن بزرگواران نمىباشد - داشته باشند ؟ »
در پاسخ از اين اشكال ، جوابهاى مختلفى ارايه شده است :
1 . معصومين - عليهمالسّلام - مىخواستند به ما تعليم كنند كه در پيشگاه الهى چگونه سخن بگوييد .
2 . علّت اين اظهارات آن است كه حضرات معصومين - عليهمالسّلام - ، حسنات خويش را در پيشگاه خداوند ، گناه به حساب مىآوردهاند .
3 . دليل اين اظهارات آن است كه معصومين - عليهمالسّلام - ، خود را در مقابل شهود عظمت الهى به تمام معنا گناه كار مىدانستند .
ولى پاسخ اوّل را نمىتوان به تمام معنا مورد قبول قرار داد ، زيرا آن بزرگواران به خصوص در اين دعا در مقام تعليم نبودهاند ، اگر چه تعليم هم از آن استفاده شود - كه مىشود - ؛ زيرا در اوّل اين دعا ذكر شد كه راوى اين دعا ، يعنى ابوحمزه ثمالى - رحمةاللَّه - مىگويد : « شنيدم حضرت سجّاد - عليه السّلام - اين دعا را در سحرهاى ماه رمضان قرائت مىنمود . » استاد ما - رضوان اللَّه تعالى عليه - نيز عقيده داشت كه معصومين - عليهمالسّلام - ، خود اين سخنان را در مرحله اوّل در پيشگاه الهى داشتهاند و تعليم به ديگران ، در مرحله بعد بوده است .