موجودات و محيط به آنها است و عقل و شهود هم غير از اين امر را امضا نمىكنند و گرنه خداوند ، محدود خواهد شد . سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَنْ ذلِكَ .
( 46 )
« وَ الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِى أُنادِيهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتِى ، وَ أَخْلُو بِهِ حَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّى بِغَيْرِ شَفِيعٍ ، فَيَقْضِى لِى حاجَتِى . » « 1 »
ستايش خدا را كه هرگاه بخواهم او را براى [ برآورده ساختن ] خواستهام مىخوانم ، و هر كجا كه بخواهم براى [ بازگو كردن ] رازم ، بدون واسطه و ميانجى ، با او خلوت مىنمايم و او خواستهام را برآورده مىسازد .
مفهوم خلوت با حضرت حقّ
عمده چيزى كه بايد در اين فراز ، مورد توجّه و دقّت قرار گيرد ، جملهى « أَخْلُوبِهِ حَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّى . . . » است . پرسشى كه در اين باره مطرح است ، آن است كه مراد از خلوت ، كنارهگيرى از اجتماع است ، و يا آن كه منظور خلوت شهودى است ؟ قطعاً معناى دوّم منظور است ، زيرا اين كلام ، از شخصيّتى چون حضرت سجّاد - عليه السّلام - به معناى اوّل ممكن نيست . افزون بر آن ، از جملهى « حَيْثُ شِئْتُ » استفاده مىشود كه آن حضرت - عليه السّلام - تمام ساعات ، دقايق و لحظات عمر شريفش را در نظر دارد ، و نيز از جملهى « بِغَيْرِ شَفِيعٍ ، فَيَقْضِى لِى حاجَتِى » ، معناى دوّم استفاده مىشود ، زيرا با اين بيان مىخواهد بفرمايد : با او سبحانه ، غيرى نمىبينم و گشته از اينها ، اين بيان با آن چه كتاب و سنّت از همراهى و احاطهى حضرت حقّ سبحانه به همه مظاهرش ارايه مىدهد ، سازگار و قابل صدق است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 67 .