-
أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
« 1 »
آگاه باش كه او به هر چيز احاطه دارد .
و در نهج البلاغه آمده است :
- « مَعَ كُلِّ شَىْءٍ لا بِمُقارَنَةٍ ، وَ غَيْرُ كُلِّ شَىْءٍ لا بِمُزايَلَةٍ . » « 2 »
همراه با هر چيز است ، بىآن كه با آن به هم پيوسته باشد و با هر چيز دوگانه است بىآن كه از آن جدا باشد .
- « سَبَقَ فِى الْعُلُوِّ فَلا شَىْءَ أعْلى مِنْهُ ، وَ قَرُبَ فِى الدُّنُّوِ فَلا شَىْءَ أَقْرَبُ مَنْهُ ، فَلَا اسْتِعْلاؤُهُ باعَدَهُ عَنْ شَىْءٍ مِنْ خَلْقِهِ ، وَ لاقُرْبُهُ ساواهُمْ فِى الْمَكانِ بِهِ . » « 3 »
در بزرگى و والايى [ بر همهى اشيا ] پيشى گرفته است ؛ لذا چيزى بلندتر از او وجود ندارد ، و در نزديكى [ و احاطه به سراسر وجود هر چيز ] نزديك است ، لذا چيزى نزديكتر از او نيست ، پس نه و الا بودنش او را از مخلوقات دور گردانده و نه نزديكىاش ، او را با مخلوقاتش در هستى يافتن [ يا : مكان داشتن ] به [ واسطهى ] او ، يكسان و مساوى نموده است .
و در دعا مىخوانيم كه :
« أَسْأَلُكَ يا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ! يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ! يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى وَ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ . » « 4 »
از تو خواستارم ، اى خدايى كه از رشته رگِ گردن به من نزديكترى ! اى خدايى كه بين انسان و دلِ او حايل مىگردى [ و از خود او به او نزديكترى ! ] اى خدايى كه در تماشاگاه بلندتر و افق آشكار مىباشى !
اما با اين همه نزديكى ، چرا بايد بندگان ، خود را از او دور ببينند ؟ ذيل جملهى گذشته : « إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ » ، پاسخ آن را مىدهد ، و در دعاهاى ديگر و نيز
هامش
( 1 ) . سورهى فصّلت ، آيهى 54 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهى 1 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 49 .
( 4 ) . اقبال الاعمال ، ص 418 .