و هر چه براى گذراندن امور مادّى و معنوى اش لازم داشته ، به او داده است . با اين حال ، اگر كسى خلاف طريقهاى را كه حضرت حقّ سبحانه خواسته ، اختيار نمايد ، لازم نيست از ادامهى حيات او جلوگيرى نمايد و يا آن چه را كه به او داده باز گيرد . مثلًا خداوند قواى بينايى ، بويايى ، شنوايى و همچنين قواى ديگرى را كه عنايت فرموده ، آزاد مىگذارد تا هر كدام كار خود را بكند و عمر هر كدام از اهل طاعت و معصيت به پايان رسد ، آنگاه آنها را از او باز مىستاند . از اين رو ، خداوند مىفرمايد :
كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً
« 1 » فَتَأَمَّل .
( 45 )
« بِكَ عَرَفْتُكَ ، وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ ، وَ دَعَوْتَنِى إِلَيْكَ ، وَ لَوْلا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ ما أَنْتَ . » « 2 »
به تو ، تو را شناختم ، و تو بودى كه مرا بر خود رهنمودن شده و به سوى خويش خواندى ، و اگر تو نبودى ، نمىدانستم كه تو چيستى ؟
عدم امكان شناخت خداوند جز به او
اين چند جمله ، بيانگر آن است كه شناخت خداوند سبحانه ، جز به او امكانپذير نيست ؛ زيرا امكان ندارد موجودِ محدود و فقير بِالذّات ، غير محدود و غنىّ بالذّات را بشناسد . از اين رو ، امام سجاد - عليه السّلام - ، مىفرمايد : « بِكَ عَرَفْتُكَ ، وَ أَنْتَ دَلَلْتَنى عَلَيْكَ . »
اما اين كه شناسايى او سبحانه ، از كنار امكانپذير است يا از نزديك ؟ باى « بِكَ » در ابتداى اين فراز ، شاهد خوبى است بر اين كه اعانت بر شناخت او سبحانه از كنار نشده است . افزون بر اين ، قرآن و بيانات معصومين ، - عليهمالسّلام - به ما مىگويند : خداوند با
هامش
( 1 ) . سورهى اسراء ، آيهى 20 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 67 .