قرآن مىفرمايد : « وَلْيَخْشَ الَّذينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرّيَةً ضِعافاً خافُوا عَلَيّهِمْ فَلَيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَديداً » ( نساء / 9 ) « 1 » به موجب اين آيه ، اگر مىخواهى بچههايت خوشبخت بشوند ، تأمين آتيه فقط به اين نيست كه آنان را درس خوان كنى ، تأمين آينده فقط به اين نيست كه براى آنها خانه بگذارى ، بلكه مهمتر از اين دو اين است كه بايد باتقوا باشى ، بايد زبانت كليد داشته باشد ، بايد شهادت ناحق ندهى ، غيبت نكنى ، شايعه پراكنى نكنى ، تهمت نزنى و دروغ نگويى ، زبان و گوش و چشمت همه بايد در اختيار و تحت سيطره تو باشد ، كه چنين چيزى موجب مىشود براى خود و براى آنان كه دوستشان مىدارى آينده خوبى تضمين شود .
شما مىدانيد كه چند آيه در آخر سورهء كهف مربوط به قضيه حضرت موسى و حضرت خضر است . عجيب آياتى است كه به گفته استاد بزرگوار ما حضرت امام رضوانالله تعالى عليه - در درسهاى اخلاقيشان تمام مسايل جبر و تفويض ، قضا و قدر ، و آن مسايل دقيقى كه مربوط به شيعه است را حل كرده است . راستى آيات عجيبى است و ماجرايى را دربردارد كه در طى آن بنا شد حضرت موسى كلاس مخصوصى را به واسطه حضرت خضر كه البته رابطى بيش نبود ، ببيند .
در سفر موسى و خضر سومين كارى كه حضرت خضر انجام داد اين بود كه يك ديوار شكستهاى را ساخت ، و اين در حالى بود كه به فرمودهء قرآن موسى و خضر كه قبلًا وارد آن شهر شدند مردم به آنها غذا نداده بودند و آنها گرسنه ماندند .
به همين سبب حضرت موسى اعتراض كرد ، و گفت : اكنون كه اين خدمت را كردى خوب بود لااقل از آنها پولى بگيرى . اين جا بود كه سفر موسى با خضر و محضر
هامش
( 1 ) - و بايد بترسند آن كسانى كه اگر پس از خود فرزندانى ناتوان برجاى گذارند بر آنان بيمناك خواهند بود . پس بايد از خداوند پروا كنند و گفتارى استوار بگويند .