مىفرمايد : آن افرادى كه از خدا اعراض بكنند و آن افرادى كه زندگى آنها آلوده به گناه باشد ، در اين دنيا يك زندگانى ناخوش دارند و در آخرت نيز كور وارد محشر مىشوند ؛ « وَمَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَانَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمي قالَ رَبّ لِمَ حَشَرْتَني اعْمي وَقَدْ كُنْتُ بَصيراً قالَ كَذلِكَ اتَتْكَ اياتُنا فَنَسْيَتَها وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسي » ( طه / 124 - 126 ) . « 1 » آن گونه كه در تفسير مىخوانيم يكى از مصاديق مهم اعراض از ياد خدا ترك نماز است ، و بنابراين آن كه نماز نخواند ، آن كه با خدا رابطه نداشته باشد ، در همين دنيا يك زندگانى ناخوش دارد ، هرچند قدرت مالى داشته باشد ، هرچند جاه و منزلت و مقام داشته باشد ، و هرچند شهرت اجتماعى داشته باشد ، اما چون خدا ندارد ، زندگى او ناخوش و با چه كنم چه كنم توأم است و بهسان يك گره كور . چنين شخصى در آخرت هم كور وارد صف محشر مىشود .
قرآن مىفرمايد : « وَالَّذينَ كَفَرُوا تُصيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ اوْ تَحُلُّ قَريباً مِنْ دارِهِمْ » ( رعد / 31 ) . « 2 » كفر در اينجا كفر عملى است و در برابر ايمان توأم با عمل ناشايسته و همراه با عمل غيرصالح مىباشد . در قرآن بسيارى از موارد واژهء ايمان به كار رفته و از آن افرادى اراده شده است كه داراى كردارهاى خوب هستند ، و در مقابل در بسيارى از موارد واژهء كفر در مورد كسانى كه فاسقند و اعمال ناشايست دارند به كار رفته است . اينجا نيز از همين قبيل بوده و مراد از كفر همان كفر عملى است . مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - و هركس از ياد من رويگردان شود براى او زندگانى سختى خواهد بود و روز قيامت نيز او را كور محشور خواهيم كرد . او مىگويد : پروردگارا چرا مرا كور محشر كردى در حالى كه من بينا بودهام ؟ گفت : اين گونه بود كه آيات ما برتو رسيد و تو آنها را از ياد بردى و اينك امروز بدين گونه از ياد برده مىشوى .
( 2 ) - پيوسته بر كسانى كه كافر شدهاند به سبب آنچه كردند سركوب مىرسد يا اين كه در نزديك خانه آنان فرود مىآيد .