خوبها و براى بدها مهياست . اگر نعمت جهنم آتش است اين آتش را ما فراهم كرديم ، اگر نعمت بهشت نعيمى سرشار با آن همه تفاصيل وجود دارد اين اعمال ماست كه به آن صورت در آمده است ؛ « ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ ايْديكُمْ » ( آلعمران / 182 ) « 1 » .
اين جمله شايد بيش از بيست بار در قرآن تكرار شده است .
آنچه مىبافى همه روزه بپوش * آنچه مىكارى همه روزه بنوش
اين سخنهاى چومار و كژدمت * مار و كژدم مىشود گيرد لبت
اگر در جهنم عقرب وجود دارد همان زخم زبانهاى ما و غيبتهاى ماست . اگر در بهشت قصر وجود دارد با آن وصفهايى كه در قرآن از آن شده ، و اگر حور وجود دارد ، با آن وصفهايى كه در قرآن از آن شده ، همه و همه اعمال خوب ماست . اين هم قسم دوم از تجسم عمل ، كه اين دو قسم مربوط به اخلاقيات است و نه مربوط به اخلاق .
اخلاقيات يعنى آن چيزهايى كه از رذايل و فضايل ما سرچشمه مىگيرد ، يعنى اعمال خوب ما و اعمال بد ما .
قسم سوم از تجسم عمل ، مربوط به اخلاق و اخلاقيات هر دو است .
از قرآن و از روايات اهلبيت چنين استفاده مىشود كه صفات رذيلهء ما ، اگر متراكم در نفس ما شود ، و اگر قوى شود و به روح ما و به هويت ما رنگ بدهد ، ما را مسخ مىكند . به گفتهء بزرگان تناسخ از نظر اسلام غلط است . اين كه انسان وقتى بميرد ، روح او به انسان ديگرى يا هر حيوانى و يا به گياهى منتقل شود ، و آن مسأله تناسخى كه در علم كلام آمده غلط است . اما از قرآن يك تناسخ لطيف و دقيقى استفاده مىشود ، و آن اين است كه اگر از صفات رذيله خود پيروى كنيم ، و اگر آنها را ريشهكن نكنيم ، كمكم در روح ما رسوخ مىكنند و به آن رنگ مىدهند ، و هويت ما را به صورتى متناسب خود در مىآورند . بنابراين ، اگر يك انسان جاهطلب ، متكبر و خودخواه دست از خودخواهى
هامش
( 1 ) - اين به سبب همان چيزى است كه به دستهاى خويش پيش فرستادهايد .