درسى كه موسى از آن بهره برد پايان يافت ، و حضرت خضر به حضرت موسى گفت : « هذا فِراقُ بَيْني وَبَيْنِكَ » ( كهف / 78 ) « 1 » . خضر پس از آن به تفسير كارهايى كه انجام داده بود پرداخت و در مورد سومين كار خود گفت : « وَامَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتيمَيْنِ فِي الْمَدينَةِ وَكانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَكانَ ابُوهَما صالِحاً فَارادَ رَبُّكَ انْ يَبْلُغا اشُدَّ هُما وَيَسْتَخْرِجا كَنْزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبّكَ » ( كهف / 82 ) « 2 » .
گفت : اما اين ديوار از آن دو كودك يتيم بود ، و گنجى در زير آن وجود داشت و من مىخواستم اين گنج به اين دو كودك برسد ، و وقتى كه رشيد شدند آن را به اختيار خود گيرند . خضر علت كار خود را چنين بيان مىدارد كه
« وَكانَ ابُوهَما صالِحاً » ؛
چون كه پدر و مادر خوبى داشتند ، آن خوبى پدر و مادر علتى براى اين كار من شد . اين آيه به ما مىگويد : اگر پدر صالح باشد و اگر مادر صالح باشد ، آن كارهاى شايستهاش نه فقط براى آنها ، بلكه براى فرزندانشان مايه خير و سعادت خواهد بود ، چنان كه اگر فردى ناشايسته باشد نيز آن كارهاى بدش ، نه براى خودش ، بلكه براى بستگان او نيز آثار بدى به بار خواهد آورد .
قسم دوم تجسم عمل : از قرآن چنين استفاده مىشود كه هرچه از خوبى و بدى انجام دهيم يكى صورتى متناسب به خود مىگيرد كه همين الآن وجود دارد ، و يك چشمى مىخواهد تا آن را ببيند ، آنسان كه در روز قيامت چون همه چشمها تيزبين و حقيقتبين مىشود هم خودش مىبيند و هم ديگران مىبينند .
قرآن روى اين قسم دوم خيلى پافشارى دارد . شايد بيش از پنجاه آيه در قرآن در اين
هامش
( 1 ) - اين جدايى من و توست .
( 2 ) - و اما آن ديوار از آن دو كودك يتيم در اين شهر بودند ، و در زير آن گنجى قرار داشت و پدر آن دو مردى درستكار و صالح بود . پس پروردگار خواست تا آن دو بزرگ شوند و گنج خويش را بيرون آورند و اين رحمتى از جانب پروردگارت [ برآنان ] بود .