گرفتار گناه به اندازهاى خود را مىبازد كه اگر دستش را هم از آب بيرون بياورد آن را نمىبيند .
در ادامه اين آيه يك اصل كلى آمده كه براى همه بويژه براى ما طلبهها بايد مورد توجه قرار داشته باشد ، و آن اصل اين است كه « وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُوراً فَمالَهُ مِنْ نُورٍ » ( نور / 40 ) « 1 » . اگر كسى نورانيت بخواهد ، اگر كسى بخواهد دلهره ، پريشانى خاطر ، نگرانى ، غم و اندوه نداشته باشد ، و اگر مىخواهيد دلى چونان كوه داشته باشيد كه هيچ بادى آن را نمىلرزاند ، بايد نور خدا بردل بتابد و بايد به واسطه رابطه با خدا به نور مطلق متصل شود . چيزى كه در اين قسم اول از قرآن استفاده مىشود اين است كه گفتار ما ، كردار ما و افكار ما نه تنها در سعادت و شقاوت ما تأثير دارد بلكه در سعادت و شقاوت فرزندان ما نيز مؤثر است .
شما گر يك درخت گلابى بكاريد ، به آن آب بدهيد و آن را بارور كنيد ، اين درخت گلابى هم براى شما استفاده دارد و هم براى بچههاى شما در دوران حيات شما و پس از آن . اگر هم يك آتش در خانه بيفروزيد اين آتش شما را مىسوزاند و طبيعت آتش اين است كه بسوزد ، و هر كس را در خانه هست - هرچند بچهاى در گهواره - بسوزاند . قرآن مىگويد : گناه آتش است و اگر آتش را برافروختى خانهات مىسوزد ، ديگر رحمت خدا در آن خانه نيست و چنان كه خود مىسوزى زن و بچهات هم در آن خانه مىسوزند . در مقابل ، اگر انسان مؤمنى باشى ، آن رابطهء با خدايت ، آن نماز شب ، آن خدمت به خلق خدايت ، و آن دل پاكت موجب مىشود كه رحمت خدا بر خانهء تو نازل شود و اين هم براى خودت نتيجه دارد و هم براى زن و بچه و اطرافيان تو .
هامش
( 1 ) - هركس خداوند براى او نورى قرار ندهد او را نور نيست .