مع الاسياف و تشبيه شمس به مرآت فى كفّ الاشل و غير اينها مىباشد .
البتّه سكّاكى وصف منتزع از امور متعدّد را مقيّد نموده باينكه حقيقى نباشد ، وى گفته :
زمانيكه وجه شبه وصف غير حقيقى بوده و از امور متعدّدى انتزاع شده باشد تشبيه را تمثيل مىگويند .
و بهرتقدير مثال تمثيل همچون تشبيه مثل يهود به مثل حمار چه آنكه وجه شبه عبارتست از محروم الانتفاع بودن از شيئى كه نفع كامل و بالغ دارد بااينكه شخص در استصحاب و همراه داشتن آن متحمّل رنج و مشقّت مىباشد .
بديهى است اينمعنا وصفى است مركّب كه از امور متعدّدى انتزاع شده و در عين حال حقيقى نبوده بلكه برگشت آن به توهم و خيال مىباشد .
غير تمثيل : تشبيهى است كه بر خلاف تمثيل بوده يعنى وجه شبه در آن از امور متعدّد انتزاع نشده و از نظر سكّاكى تشبيهى است كه نه از امور متعدّد انتزاع شده و نه وهمى و اعتبارى است بلكه از اوصاف حقيقى مىباشد ، بنابراين تشبيه ثريا به عنقود و دانههاى منوّر از نظر جمهور و مشهور تمثيل بوده ولى بعقيده سكّاكى غير تمثيل مىباشد .
شرح فارسى
توضيح
قوله : بكونه غير حقيقى : ضمير در [ بكونه ] به المنتزع من متعدّد راجع است .
قوله : حيث قال : يعنى قال السّكاكى .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٠