طير در حالت يابس بودن مىباشد كه مشبّه آن حشف بالى يعنى خرماى پوسيده مىباشد ، پس تشبيه در اين بيت از قبيل تشبيه مركّب نبوده بلكه مفرد مىباشد زيرا اجتماع مشبّه و مشبّهبهها هيئت مخصوصى كه قابل اعتناء بوده نداشته كه ما قصدمان تشبيه آن هيئت باشد بلكه نفس مشبّه و مشبّهبهها مورد نظر و لحاظ مىباشند به اين نحو كه شاعر اوّل دو مشبّه و سپس دو مشبّهبه را به ترتيب ذكر نموده بطوريكه مشبّهبه اوّلى مربوط به مشبّه اوّلى و مشبّهبه دوّمى مرتبط به مشبّه دوّمى مىباشد .
ب : آنكه مفروق باشند يعنى بعد از هرمشبّهى مشبّهبه آن ذكر شده و پس از آن مشبّه و مشبّهبه ديگر آورده شده باشد مانند قول عمرو بن سعيد بن مالك يا عوف بن سعيد :
النّشر مسك و الوجوه دنا * نير و اطراف الاكفّ عنم
يعنى : بوى دهان زنان همچون بوى مشك بوده و رويهايشان در سرخى و سفيدى مانند سكّههاى طلا است و سر انگشتانشان مثل ميوه درخت عنم مىباشد .
كلمه [ النشر ] يعنى بوى خوش دهان زنان و در روايتى ديگر به جاى [ اطراف الاكف ] اطراف البنان آمده و [ عنم ] درختى است سرخ رنگ و نرم شاهد در تشبيه مفروقى استكه در اين بيت آمده چه آنكه [ النشر ] مشبه اوّل و مشبّهبه آن [ مسك ] مىباشد و [ الوجوه ] مشبّه دوّم كه [ دنانير ] مشبهبه آن و [ اطراف الاكف ] مشبّه سوّم و [ عنم ] مشبّهبهش مىباشد .
و اگر طرف اوّل تشبيه يعنى مشبّه متعدّد بوده بدون طرف دوّم كه مشبّهبه مىباشد آن را اصطلاحا تشبيه تسويه خوانند مانند قول شاعر :