وهم و تضعيف آن
سپس شارح گويد :
برخى چنين پنداشتهاند كه وجه شبه در موردى كه به شخص ترسو مىگوئيم : او شير است و به آدم بخيل و ممسك گفته مىشود : او حاتم طائى است .
بملاحظه وصفين متضادّين كه در طرفين است ، تضاد بوده و آن امرى مشترك بين مشبّه و مشبّهبه مىباشد ولى اين پندار ضعيف و غير صحيح است زيرا وقتى به شخص ترسو مىگوئيم :
او در تضاد همچون شير است هيچ ملاحت و ظرافتى در كلام نبوده همانطورى كه استهزاء و سخريّه از آن استفاده نميشود كما اينكه وقتى مىگوئيم :
السّواد كالبياض فى اللّونيّه او فى التّقابل نه ملاحت و ظرافتى در كلام بوده و نه استهزاء و سخّريهاى از آن استفاده مىشود و معلوم و روشن است اگر به منظور تمليح يا تهكّم بخواهيم در مثال سابق الذّكر بوجه شبه تصريح كرده و به شخص ترسو بگوئيم :
هو اسد صرفا لازم است اينطورن كلام را ايراد كنيم : هو اسد فى الشّجاعه .
و پرواضح است كه در شخص ترسو صفت ضدّ شجاعت مىباشد از اينرو تضاد ايندو را بمنزله متناسبين قرار داده و تضادّشان را مثل تناسب تنزيل كرده و بر سبيل تمليح و هزو جبن را مانند شجاعت فرض نموده و در نتيجه جبان را به اسد تشبيه كردهايم .