و از اجتماعشان هيئتى را انتزاع نموده و آن را مشبّه يا مشبّهبه قرار ميدهيم فلذا صاحب مفتاح در تشبيه مركّب بمركّب صريحا گفته است : هريك از مشبّه و مشبّهبه هيئت منتزعه مىباشند .
و همچنين مقصود از تركيب در وجه شبه آنست كه اوصاف مختلف و متعدّدى را منظور داشته و از مجموعشان هيئتى را انتزاع مىنمائيم و بايد توجّه داشت كه مراد از تركيب در اينجا اين نيست كه حقيقتى مركّب از اجزاء مختلف در نظر گرفته مىشود و دليل ما بر اين گفتار آنست كه ارباب فنّ در مثال [ زيد كالاسد ] مشبّه و مشبّهبه را مفرد قرار داده نه مركّب و نيز وجه شبه در [ زيد كعمر فى الانسانيّه ] را واحد دانسته نه نازل منزله واحد .
مثال وجه شبه مركب حسى در جائى كه طرفين تشبيه مفرد باشند
مثال وجه شبه مركّب حسّى در تشبيهى كه طرفين آن مفرد هستند مانند آنچه در قول انس بن مالك بن حراس آمده ، وى ميگويد :
و قد لاح فى الصّبح الثّريا كما ترى * كعنقود ملاحيّه حين نوّرا
يعنى : در وقت صبح ستاره ثريّا ظاهر شد به همان نحوى كه ميبينى مىبينى مانند خوشه انگور ملّاحى در زمانيكه شكوفهاش بيرون آمده باشد .
كلمه [ ملاحيّه ] بضم ميم و تشديد لام انگور سفيدى را گويند كه حبّهاش طولانى و دراز مىباشد .
البتّه قرائت اينكلمه بضمّ ميم و تخفيف لام اكثر است .