و : عارى بودن از فائده .
ز : جرئت [ بر وزن جرعت ] يعنى شجاعت .
و گاهى گفته مىشود : جرء الرّجل جرائه ( شجاعت نشان داد مرد شجاعتى ) لفظ [ جرائه ] با الف ممدود مىباشد بر خلاف لغت اوّل كه با همزه آمده .
ح : هدايت يعنى ( دلالت و راهنمائى كردن به طريقى كه شخص را به هدف و مطلوبش مىرساند ) .
ط : استطابت نفس و تزكيه آن .
اوّلى يعنى عارى بودن از فائده در تشبيه وجود شيئى كه فاقد نفع است به عدمش وجه شبه مىباشد و در اينمثال طرفين تشيه هردو عقلى هستند زيرا وجود ( مشبّه ) و عدم ( مشبّهبه ) از امور عقلى هستند .
دوّمى يعنى جرئت در تشبيه مرد شجاع به شير وجه شبه بوده و در اينمثال طرفين تشبيه هردو حسّى مىباشند .
سوّمى يعنى هدايت در تشبيه علم به نور وجه شبه است و در اينمثال مشبّه عقلى و مشبّهبه حسّى مىباشد و وجه اشتراك علم بالور اينستكه :
بسبب علم شخص بمطلوب رسيده و بين حقّ و باطل فرق مىگذاردد همانطوريكه بوساطت نور شخص مطلوب را درك كرده و بين اشياء تميز قائل مىشود پس وجه شبه بين علم و نور هدايت مىباشد .
چهارمى يعنى استطابت نفس و تزكيه نمودن آن در تشبيه عطر به خلق شخص كريم وجه شبه بوده و در اينمثال مشبّه امر حسى و
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٥